تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٤
قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ» «١» و هنگامى كه عيسى بن مريم گفت: اى بنىاسرائيل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم درحالى كه تصديق كننده تورات پيش از خود و بشارت دهنده پيامبرى هستم كه پس از من مىآيد و نام او «احمد» است. هنگامى كه او (احمد) با دلايل روشن نزدشان آمد، گفتند اين جادوى آشكار است! در زندگى تبليغى پيامبر صلى الله عليه و آله نمونههاى فراوانى به چشم مىخورد كه نشاندهنده اين حقيقت است كه آن حضرت نسبت به جامعه و روان مخاطبان خويش، شناختى كافى و دقيق داشت و يكى از عوامل موفقيت چشمگير آن بزرگوار نيز همين جامعهشناسى و روانشناسى تبليغى سطح بالا بود. داستان مسلمان شدن بردهاى به نام «عداس» «٢»، انعقاد پيمان «عقبه» «٣» با مردم مدينه و ... نمونههاى اين مزيت پيامبر صلى الله عليه و آله است.
جعفر بن ابىطالب نيز با آگاهى از اين روانشناسى، در دربار نجاشى- پادشاه حبشه كه پيرو دين مسيح عليه السلام بود- به قرائت آياتى از سوره مريم پرداخت كه پيرامون حضرت عيسى عليه السلام و داستان ولادت او بود. اين آيات چنان در نجاشى تأثير گذاشت كه محاسنش از اشك چشمش خيس شد و با قاطعيت از مسلمانان مهاجر حمايت كرد و نمايندگان قريش را- كه براى استرداد مهاجران آمده بودند- از دربار خود اخراج كرد، سپس به اسلام گراييد و پس از مرگش پيامبر، از دور بر او نماز گزارد. «٤» نمونه ديگر اين روانشناسى را در آيات مربوط به انفاق و قرض مىيابيم؛ نظر به علاقه شديد انسان به مال و ثروت، قرآن مجيد، آن سوى قضيّه، يعنى تأثير بسيار مطلوب انفاق و صدقه را در روح آدمى گوشزد مىكند و مىفرمايد:
«خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ انَّ صَلواتَكَ سَكَنٌ