تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٢٢
«مِثْل» تكرار شده است. برخى معتقدند كه مَثَل در قرآن به پنج معنا اطلاق مىشود كه عبارتندد از: حكايات تمثيلى، تاريخ گذشتگان، شبيه، صفت و نمونه كامل. «١» ميبدى در كشفالاسرار گفته است: مثل در قرآن به دو معناست: ١- هر جا كلمه مثل پاسخى ندارد، صفت است مانند: «مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتى وُعِدَ الْمُتَّقُونَ» «٢» ٢- هر جا پاسخ دارد، بهمعناى شبيه است مانند: «مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ امْوالَهُمْ ...» «٣» همينطور مثل را به «نمون» ترجمه كرده است. «٤» با توجّه به معنانى گوناگون مَثَل و كاربرد وسيع آن در پيامرسانى و حضور پياپى مثلها در قرآن مجيد، بايد گفت: خداوند متعال به شكلى ممتاز و بديع در كلام خويش، مثل آورده كه محورهاى زير از آيات قرآن، قابل طرح و بحث است:
داوند پيرامون هر موضوعى، مثلى آورده است:
«وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فى هذَا الْقُرآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ...» «٥» ما در اين قرآن براى مردم، هرگونه مثلى آورديم.
آوردن هرگونه مثل در قرآن مجيد، بيانگر اهميّت و كارآيى مثال در تفهيم مطلب و جا انداختن آن در ذهن مخاطب است.
مثلهاى قرآنى، ابتكارى و اختصاصى است و مانند ديگر مطالب آن از سوى خداست و از هيچ كس ديگر وام نگرفته است:
«فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْامْثالَ انَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ انْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» «٦» براى خدا مثال نزنيد، چرا كه خدا مىداند و شما نمىدانيد.
به همين دليل مثالهاى قرآن و برخى از آيات آن به عنوان ضربالمثل در زبانها و آثار