تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٧
«... قُلْ انَّما اتَّبِعُ ما يُوحى الَىَّ مِنْ رَبّى هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» «١» بگو: من، تنها از چيزى پيروى مىكنم كه بر من وحى مىشود؛ اين وسايل بينايى از طرف پروردگارتان و مايه هدايت و رحمت است براى جمعيتى كه ايمان مىآورند.
٢- تبليغ بدون بصيرت ممنوع:
اين بخش بلافاصله پس از بخش پيشين خود را نمايان مىكند كه اگر تبليغ بايستى بر اساس علم و بصيرت باشد، خواه ناخواه تبليغ غير عالمانه، سطحى و تقليدى مردود خواهد بود و طبيعى است كه قرآن آن را ممنوع اعلام كند:
«وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ انَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ اوُلئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» «٢» از آنچه بدان آگاهى ندارى، پيروى مكن چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.
براساس جهانبينى توحيدى، انسان بايد در برابر محكمه عدل الهى، نسبت به كردار و گفتار خرد و كلان خويش پاسخگو باشد و براى هر يك از آنها دليل معقول و مقبولى ارائه دهد و هرگز مجاز نيست كارى را نسنجيده و نفهميده انجام دهد، بويژه اگر آن كار جنبه دينى و الهى داشته باشد، چه بسا اقدامهاى غير عالمانه و تبليغ غيرمسؤولانه منجر به ضدّيت با روح پيام گردد و آن را وارونه و برخلاف خواست مبدأ پيام جلوهگر سازد و يا دست به دروغ و افترا بر خدا بزند، قرآن مجيد در اين باره نيز چنين هشدار مىدهد:
«وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ الْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ انَّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ» «٣» بهخاطر دروغى كه بر زبانتان جارى مىشود، نگوييد: «اين حلال است و آن حرام» تا بر خدا افترا ببنديد! به يقين كسانى كه بر خدا دروغ مىبندند، رستگار نخواهند شد.