تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٣
حق نمىتواند باشد همانگونه كه پيام او نيز سراسر حقّ است:
«وَالَّذى اوْصَيْنا الَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ ...» «١» و آنچه از كتاب به تو وحى كرديم حق است و تصديق كننده و هماهنگ با كتابهاى پيش از آن.
در سيستم پيامرسانى الهى نيز علاوه بر حقانيت پيام و مبدأ آن، برانگيختن پيامآوران نيز بر محور حقّ صورت مىپذيرد؛ «يا ايُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّكُمْ فامِنُوا خَيْراً لَكُمْ ...» «٢» اى مردم! پيامبر، حق را از جانب پروردگارتان آورد؛ پس [به آن] ايمان بياوريد كه برايتان بهتر است.
پس هر كس كه به عنوان مبلّغ در گردونه تبليغ پيام خدا قرار مىگيرد بايد در پى تحقّق «حقّ» باشد، در غير اينصورت، گمراه گشته و ديگران را نيز گمراه خواهد ساخت. زيرا به گفته قرآن مجيد كمترين انحراف از حق، چيزى جز گمراهى نخواهد بود:
«فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَماذا بَعْدَ الْحَقِّ الَّا الضَّلالُ فَانَّى تُصْرَفُونَ» «٣» آن است خداوند، پروردگار حقّ شما، با اين حال، بعد از حق، چه چيزى جز گمراهى وجود دارد؟ پس چرا روى گردان مىشويد؟! براى رسيدن به آرمانِ «تحقق و پايدارى حق» و استوارى در جادّه مستقيم آن، به عناصر چهارگانه «حقجويى»، «حقپويى»، «حقگويى» و «تسليم» نيازمنديم.
١- حقجويى:
تعدّد مشربها و مكتبها و اختلاف آرا و نظريات پيرامون پيام الهى و محتواى آن، ايجاب مىكند كه مبلّغ، از راههايى كه عقل و شرع در اختيارش نهاده، حق را از باطل و سره را از ناسره تشخيص دهد، سپس به تبليغ آن بپردازد. به تعبير امير مؤمنان عليه السلام: