تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٩
علّامه طباطبايى، پيرامون موعظه حسنه مىنويسد:
راه خدا، همان اعتقاد حق و عمل حق است و پرواضح است كه دعوت به سوى خدا بهوسيله موعظه از واعظى كه از پند خويش اندرز نمىگيرد، در واقع، دعوت عملى برخلاف دعوت گفتارى اوست ... از اينجا روشن مىشود كه نيكى موعظه از جهت نيكى اثر آن در احياى حق مورد نظر است به اين معنا كه واعظ به آنچه وعظ مىكند متعّظ باشد، علاوه بر اين، آنقدر حسن خلق از خود نشان دهد كه موعظهاش در دل شنونده مقبول افتد و قلبش در برابر آن نرم گردد، پوستش بلرزد، گوشش بشنود و چشمش خاشع شود. «١» ٣/ ٢- عناصر موعظهاى قرآن با توجه به اينكه قرآن، كتاب انسانسازى است و بايستى همه انسانها را با اختلاف بسيارى كه در روحيات و احساسات و عواطف دارند، ارشاد و راهنمايى كند و چنين رسالتى تا انتهاى دنيا برعهده اين كتاب مقدس است، بهطور طبيعى بايد همه نيازهاى روحى و عاطفى بشريت را با محتواى بىانتهاى خويش برآورده سازد. از اين رو در خلال سور و آيات خود، همهگونه عناصر موعظهاى را مطرح كرده و آنها را در اندرز دهى خويش بهكار گرفته است كه در دو بخش مثبت و منفى، ارزيابى مىشود:
الف- عناصر مثبت:
منظور از عناصر مثبت، ارزشهاى والايى است كه قرآن، مخاطبان خود را به احيا و تقويت آنها فرامىخواند و در يك طرح منسجم و فراگير درصدد تعليم و تربيت جامعه اسلامى براساس آنهاست، از اين رو برعناصر ارزشمند به طور مكرّر تأكيد مىورزد كه برخى از آنها عبارت است از:
تقوا، صبر، زهد، احسان، محبت به يكديگر، دستگيرى از مستمندان، حمايت از ضعيفان، استقامت، شجاعت، وحدت، تفكّر، تذكّر، عبرت از تاريخ گذشتگان، يادآورى مرگ و شدائد عالم برزخ و سختى قيامت و عذابهاى كشنده دوزخ، ترغيب به نعمتهاى بهشتى، كسب رضايت الهى و ب- عناصر منفى:
اين دسته، عناصر ضدارزشى و مخرّبى است كه گوهر انسانيت را