تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩٢
زيرا اسماى الهى هر كدام تجلّى خاصى دارد؛ اگر خداى سبحان بهعنوان «هو الظاهر» تجلّى كند، بساط خلقت گسترده خواهد شد و اگر به عنوان «هوالباطن» تجلّى كند (در نفخ صور) بساط خلقت جمع خواهد شد. «١» در نظام اعتقادى اسلام گسترش توحيد بدون نبوّت امكان ندارد چنانكه نبوت بدون توحيد بى معناست، از اين رو، در هر كجاى قرآن كه سخن از توحيد مى رود، نبوت نيز تداعى مىشود و هر سخنى پيرامون نبوت، تداعى كننده توحيد است. به تعبير امام عزيز و راحل قدس سره:
... در شهادت به الوهيّت، شهادتين منطوى است جمعاً و در شهادت به رسالت، آن دو شهادت نيز منطوى است؛ چنانچه در شهادت به ولايت، آن دو شهات ديگر منطوى است. «٢» يعنى شهادت به يگانگى خدا، تداعى كننده نبوت و امامت است چنانكه اقرار به نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله، توحيد و امامت را تداعى مىكند و اعتقاد به امامت، توحيد و نبوت را در پى دارد.
٥- الگودهى روح حساس و كنجكاو آدمى همواره در برابر نيكىها، خلّاقيتها، هنرمندىها و كارهاى فوقالعاده قهرمانان، كرنش مىكند و ضمن تمجيد و ستايش آنان، تحت تأثير كردارشان قرار مىگيرد و آنها را شايسته پيروى مىداند و ساختار روانى انسان بهگونهاى است كه همواره در پى گمشدهاى مىگردد و در جستجوى قهرمانانى پرشكوه و پيشوايانى در خور ستايش به تكاپو مىپردازد. بايد گفت حسّ «قهرمانپرستى» يكى از تجلّيات روحى انسانهاست كه الگوهاى ايدهآل خويش را يافته، زندگى خود را طبق افكار و كردار آنها تنظيم مىكنند. حتى افلاطون، سقراط را به قهرمانى خود برمىگزيند و تا آنجا در اين گرايش و تشبه خود به او به پيش مىرود كه عاليترين سخنان خود را در