تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩٠
اين جمله آن است كه ماهپرستان، از يكسو هدايت الهى را از دست دادهاند و از ديگر سوى، به گمراهى ماهپرستى گرفتار شدهاند.
هنگام طلوع خورشيد نيز، گام سوّم همراهى را با آنان برداشت و تا غروب نيز در كنار خورشيد پرستان ماند ولى با غروب آفتاب و اتمام حجّت با آنان با بيان اين نكته كه اين موجوداتى را كه شما مىپرستيد هيچ يك سزاوار پرستش و شريك شدن با خدا نيستند، موضع قاطع خويش را اعلام كرد و در واقع با انهدام كاخ پوشالى «شرك»، بناى مقدس «توحيد» را در ذهن آنان پى ريخت:
«... قالَ يا قَوْمِ انّى بَرىءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ انّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالْارْضَ حَنيفاً وَ ما انَا مِنَ الْمُشْرِكينَ»» گفت: اى قوم من، من از آنچه شما شريك خدا قرار مىدهيد، بيزارم. من خالصانه، روى بهسوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد و من از مشركان نيستم. «٢» ٤- تداعى معانى نوار ضمير انسان كه همواره توسط دوربين چشم و دستگاه گيرنده گوش مشغول فيلمبردارى و صدا بردارى است، نهتنها از موضوعات بلكه از هر چه ملازم و همراه با آنهاست عكسبردارى و صداگيرى مىكند و آنها را با هم در خاطرات، به بايگانى مىسپارد.
اين خاطرات با روابطى مخصوص چنان پيوسته مىگردند كه هر گاه يكى از آنها به ذهن آيد، فوراً بقيه نيز حاضر مىشوند. مثلًا هر گاه دو دوست را چندين بار با هم ديده باشيد، وقتى يكى از آن دو را به تنهايى مىبينيد فوراً به ياد دوستش مىافتيد و از حالش جويا مىشويد ...
اين حالت را در روانشناسى، تداعى معانى يا تسلسل افكار نامند تداعى معانى گذشته از اينكه در ادراكات حسى و عمل حافظه و ساير اعمال نفسانى تأثير و دخالت دارد، بهطور كلى در چگونگى افكار و عقايد و افعال و عواطف مردم تأثير بسزا دارد؛ در واقع صحت و نادرستى هر ذهنى را مىتوان وابسته به چگونگى تداعى معانى دانست، ذهن