تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٠١
اللَّهَ كَثيراً وَالذَّاكِراتِ اعَدَّاللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ اجْراً عَظيماً» «١» به يقين، مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان مؤمن، مردان و زنان مطيع خدا، مردان و زنان راستگو، مردان و زنان شكيبا، مردان و زنان خاشع، مردان و زنان انفاقكننده، مردان و زنان روزهدار، مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه فراوان به ياد خدا هستند، خداوند براى همه آنان آمرزش و پاداشى بزرگ در نظر گرفته است.
معرفى الگوهاى منفى ترسيم چهرههاى كريه و نابكار- كه صفحات تاريخ بشرى را سياه كردهاند- نيز جزو برنامه تربيتى قرآن است؛ چنين كارى براى عبرتگيرى مؤمنان و از باب «ادب آموزى از بىادبان» است و تقريباً ١٤ آيات قرآن را به خود اختصاص داده است. امام باقر عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«نَزَلَ الْقُرآنُ ارْبَعَةَ ارْباعٍ؛ رُبْعٌ فينا وَ رُبْعٌ فى عَدُوِّنا وَ رُبْعٌ سُنَنٌ وَ امْثالٌ وَ رُبْعٌ فَرائِضُ وَ احْكامٌ» «٢» قرآن در چهار بخش فرود آمده، يك بخش پيرامون ما يك بخش درباره دشمنان ما يك بخش سنّتها و ضربالمثلهاست و بخش آخر، واجبات و احكام است.
بنابراين روايت، قرآن مجيد، همان اندازه كه به الگوهاى نيكو و معرفى آنان پرداخته، از الگوهاى بد نيز سخن گفته است.
الگوهاى بد همانند الگوهاى خوب، در سطوح مختلفى قرار دارند، سرگروه اينان، پليدترين عنصر آفرينش يعنى شيطان است و در درجه بعد كسانى چون فرعون، نمرود، هامان، قارون و ... قرار دارند. همچنين واژههايى چون؛ كافران، منافقان، ستمگران، گنهكاران، مستكبران، مفسدان، دروغگويان، فاسقان، جاهلان، بىخردان و ... جملگى درصدد شناساندن عناصر نامطلوبى هستند كه با رويكرد به زشتيها، ضمنآلوده كردن