تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٣٠
«... وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ» «١» اين كتاب را بر تو نازل كرديم تا بيانگر همه چيز و هدايت و رحمت و مژده براى تسليم شوندگان باشد.
همچنين درباره پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله فرمود:
«وَ ما ارْسَلْناكَ الَّا كافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» «٢» ما تو را جز براى همه مردم و مژده دهنده و بيمدهنده نفرستاديم ولى بيشتر مردم نمىدانند.
وجود ارزشمند آن دردانه يگانه در ابعاد گوناگون فكرى، اخلاقى و عملى در كنار كتابى كه همراه او نازل شد، به همه پرسشهاى آدمى پاسخ داد:
ستارهاى بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده ما را رفيق و مونس شد نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت به غمزه، مسألهآموز صد مدرّس شد كرشمه تو شرابى به عاشقان پيمود كه علم بىخبر افتاد و عقل بىحس شد «٣» ٢- طراحى جامع پىريزى نخستين قرآن و ديگر بخشهاى اسلام، نشانگر آن است كه اين دين بايد در پهنه زمين و سينه زمان گسترش يابد و اختصاصى به منطقه و ملّت خاصّى ندارد؛ از سويى با خطاب «يا ايُّهَا النَّاسُ»- كه بيست بار در سراسر قرآن آمده- همه مردم، اعم از ديندار و بىدين را به سوى خود مىخواند. از سوى ديگر جامعه دينى آن روز و ديگر زمانها را به گرايش به آرمانهاى خويش دعوت مىكند و همه آنها را به مبارزه و مناظره خوانده و براى هر نوع تفكّر نيز پاسخ قانعكننده دارد.
علاوه بر اين، اسلام، هر چه انديشه توحيدى در اديان آسمانى پيشين وجود داشته با خود دارد و آنها را به شكل بهتر، كاملتر و بيشتر عرضه كرده و هيچ بهانهاى براى متديّنان به آن اديان باقى نگذاشته است؛