تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٨
گفتند: اى صالح! تو پيش از اين مايه اميد ما بودى؛ آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مىپرستيدند، باز مىدارى؟! تبليغ عملى:
نتيجه مطالب بخشِ پيش اين است كه مبلّغ در كنار تبليغ زبانى پيام خدا، وظيفه خطير ديگرى دارد به نام «تبليغ عملى» كه بدون اين، آن، چندان مؤثّر نخواهد بود و در بسيارى از موارد «دو صد گفته چون نيم كردار نيست!» و «به عمل كار برآيد به سخندانى نيست!» زيرا چهبسا مخاطبان تحت تأثير حالاتى قرار بگيرند و در برابر سخنان مبلّغ و فكر جديد او عكسالعمل منفى نشان دهند و بهطور كلى آن را طرد نمايند ولى با ديدن اعمال و برنامهريزى صحيح زندگى او كه از پيام الهى نشأت گرفته، موضعگيرى ديگرى داشته باشند. نظر قرآن مجيد درباره تبليغ عملى اين است:
«وَ مَنْ احْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا الَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ انَّنى مِنَ الْمُسْلِمينَ» «١» چه كسى خوشگفتارتر از كسى است كه به سوى خدا دعوت مىكند و عمل صالح انجام مىدهد و مىگويد: من از مسلمانانم؟
پاسخ اين پرسش، منفى است و مبلّغى كه همراه دعوت به سوى خدا، عمل صالح انجام مىدهد، بهترين رأى و نظر را دارد. اين آيه گواهى مىدهد كه دعوت به دين خدا از بزرگترين طاعات و عاليترين واجبات است همينطور اعلام مىدارد كه لازم است دعوتگر، به علم خويش عمل كند تا مردم بهتر و بيشتر به گفتههايش ايمان آورند. «٢» علّامه طباطبايى ضمن اينكه «قول احسن» را به «رأى و نظر احسن» تفسيرمىكند، مىنويسد:
وقتى اسلام- براى خدا- و عمل صالح انسان تكميل شود، سپس مردم را بهسوى خدا بخواند، آنگاه سخنش بهترين سخن است و بهترين سخن، سخنى است كه به حقيقت، نزديكتر و سودمندتر باشد. «٣» پس در ميدان تبليغ دينى، نيكوترين نظريه از آنِ كسى است كه بهتر از ديگران به