تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٣
و پس از قبول اسلام و فراگيرى تعاليم حياتبخش آن، سينهاش به همان نسبت گشايش مىيابد و روز به روز بر گنجايش و تحمّلش مىافزايد، در نتيجه شوق به فراگيرى معارف الهى در وجودش شدّت مىيابد و همانگونه كه براى دنياپرستان «پول، پول مىآورد» براى اهل دين و علم نيز «علم، علم مىآورد!» و مبلّغ با افزايش دانش دينى خود، بر كمّيت و كيفيّت تبليغ خويش نيز مىافزايد، چنانكه راههاى مقابله با مشكلات و ناملايمات را نيز بهتر مىآموزد و شرح صدر او، مشعل فروزانى را فرا راه تبليغ او برمىافروزد. در قرآن مجيد مىخوانيم:
«افَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْاسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ ...» «١» آيا كسى كه خدا سينهاش را براى اسلام گشاده است و بر مركبى از نور الهى قرار گرفته (چون كوردلان است؟)
الگوهاى ارزنده:
پيامآوران الهى در افكار، اوصاف و افعال صحيح و نيكو، الگوى مؤمنان و پيشگامان امّت خويشند و بهترين روش را به آنان ارائه مىدهند، در مورد شرح صدر نيز بايد بهترين الگو را از آنان گرفت.
حضرت موسى عليه السلام پس از دريافت وحى و مأموريت تبليغ، از خداوند، شرح صدر طلب مىكند و خداوند نيز خواسته او را برآورده مىسازد و چنين موهبتى، نقشى عظيم در رسالت آن حضرت داشته است.
موساى كليم از رحمت خاصهاى برخوردار بود، كه هم از علل و اسباب درونى و هم از علل و عوامل بيرونى، مشمول آن رحمت مخصوص بود. و تا انسان اين رحمتهاى خاصّه را نچشد، توان طى طريق حق نصيبش نمىشود. رفتن راه شهود به شرح صدر مربوط است ... و موسى عليه السلام اگر اين راه دامنهدار را طى كرده است، توفيق آن، مرهون شرح صدرى است كه از خداى سبحان مسألت كرد و خداوند هم به او پاسخ مثبت داد. «٢» دعاى حضرت موسى عليه السلام چنين بود: