تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٩
«الْعامِلُ عَلى غَيْرِ بَصيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلى غَيْرِ الطَّريقِ؛ لا يَزيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ الَّا بُعْداً» «١» عمل كننده بىبصيرت، چون رونده خارج از جادّه است كه سرعت راهپيمايى، او را از مقصد دور مىكند.
٢/ ٣- ايمان به هدف و پيام ايمان و باور قبلى به پيام و اهداف آن، پشتوانه محكمى است كه مبلغ را در امر تبليغ مدد مىرساند و از امتيازهاى بسيار مهمّ مبلّغان الهى نيز بهشمار مىرود چرا كه دعوتگران غير الهى نياز چندانى به آن ندارند. قرآن مجيد، ايمان و يقين به آيات الهى را شرط منصب هدايتگرى مىداند و مىفرمايد:
«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ ائِمَّةً يَهْدُونَ بِامْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا باياتِنا يُوقِنُونَ» «٢» و از آنان پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مىكردند، چون شكيبايى نمودند و به آيات ما يقين داشتند.
ايمان و يقين به راه و هدف، چلچراغ پرنورى است كه سرسراى دل مبلّغ را منوّر مىكند و هرگونه شك و ترديد را از آن مىزدايد، عزمش را راسخ، زبانش را گويا، گامهايش را استوار و او را بر ادامه راه مصمّم مىسازد و به بازدهى كار اميدوار مىكند.
ايمان به پيام و راه و هدف آن، بهاصطلاح منطقى «ذاتى» تبليغ و مبلّغ است و بدون آن، پيامرسانى الهى مفهومى ندارد و تبليغ بدون ايمان، بسان آب در هاون كوبيدن و خشت بر دريا زدن است و هيچگونه ثمرى نخواهد داشت. براين اساس، مبلّغ بايد پيش از اقدام به تبليغ به سنجش ايمان خود بنشيند و قبل از آنكه ديگران را بهسوى خدا بخواند، يا به بهشت و پاداش اميدوار سازد و از دوزخ و جزا بيم دهد، ببيند خودش تا چه اندازه او را باور دارد، مشتاق بهشت است و از دوزخ مىترسد آيا به آنچه مىخواند،