تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٦
از عهده رسالت عظيم تبليغ نيز برآيد. به تعبير علّامه طباطبايى:
تنها كسى مىتواند در اين باره با پيامبر صلى الله عليه و آله سهيم شود كه دين خالص الهى را گردن نهد، به جايگاه رفيع پروردگارش آگاه باشد و داراى بصيرتى ژرف و يقينى كامل باشد و پرواضح است كه هر مسلمانى چنين خصوصيتى را ندارد و در چنين جايگاهى قرار نمىگيرد. «١» توجه به دو نكته مهم در اين بخش ضرورى است.
١- بصائر الهى:
مجموعه پيامهاى الهى، خود ژرف و بصيرتآفرين بوده بديهى است كه انسانهاى قشرى و كوتهبين از عهده فهم آن عاجز باشند چه رسد كه آن را تفهيم و تبليغ كنند، اين موضوع نسبت به شريعتهاى پيش از اسلام صادق بود، چنان كه فرمود:
«وَ لَقَدْ اتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ مِنْ بَعْدِ ما اهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْاولى بَصائِرَ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» «٢» ما به موسى كتاب آسمانى داديم بعد از آنكه اقوام قرون نخستين را هلاك نموديم كتابى كه براى مردم، بصيرت آفرين بود و مايه هدايت و رحمت، شايد پند گيرند.
همه پيامهاى الهى كه در اسلام مطرح شده نيز چنين است و آن را در دو آيه قرآن اينگونه مطرح كرد:
«هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» «٣» اين (قرآن و شريعت آسمانى) وسايل بينايى و مايه هدايت و رحمت است براى مردمى كه (به آن) يقين دارند.
در آيه ديگر به پيغمبر صلى الله عليه و آله تأكيد مىكند كه به مردم بگويد پيامش از اين ويژگى برخوردار است تا آن را سرسرى و ساده نگيرند و تصور نكنند كه سخنى معمولى است و مىتوانند نسبت به آن كم توجّه باشند: