تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٢
اگر فرستاده خويش را فرشتهاى قرار مىداديم حتماً او را به صورت مردى درمىآورديم و آنچه را آنان مشتبه مىكردند، بر خودشان مشتبه مىساختيم.
قرآن ضمن آنكه در آيات متعددى به جنبه بشرى فرستادگان الهى تأكيد مىكند، موضوع اسوه بودن آنان را بهعنوان يك اصل تبليغى و قابل پيروى مطرح مىكند.
به عنوان مثال: حضرت ابراهيم عليه السلام و همراهان او را سمبل توحيد و بتشكنى و سرمشق موحّدان معرفى مىكند تا با الگوگيرى از سخن و سيره او با همه مظاهر شرك و بتپرستى مبارزه كنند و موحّد واقعى گردند:
«قَدْ كانَتْ لَكُمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فى ابْراهيمَ وَالَّذينَ مَعَهُ اذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ انَّا بُرَءآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ ...» «١» در زندگى حضرت ابراهيم و همراهان او براى شما سرمشق نيكويى هست چون به قوم (مشرك) خود گفتند: ما از شما و آنچه غيرخدا مىپرستيد بيزاريم، ما نسبت به شما كافريم.
اسوه بودن، حضرت ابراهيم در عمل، با رساندن پيام توحيدى او توأم است و او به همان اندازه كه از توحيد و نفى شرك سخن مىگويد، در عمل موحّد است و از غير خدا بيزارى مىجويد.
١/ ٢- مبلّغ، جانشين پيامبر پس از پيامبران و مبلّغان معصوم، انسانهاى وارسته، دلسوخته، خداجو و حقطلب، وظيفه خطير تبليغ دينى را بهعهده مىگيرند و عمر گرانمايه خويش را وقف ارشاد و راهنمايى بندگان خدا بهسوى او مىكنند؛ اينان در واقع جانشينان پيامبران در زمان غياب آنانند كه تداوم خط اصيل نبوّت را تضمين مىكنند و ارتباط امّت با دين الهى را حفظ و تقويت مىنمايند و سخن نغز رسول گرامى صلى الله عليه و آله مشعر به همين معناست كه فرمود:
«انَّ الْعُلَماءَ وَرَثَهُ الْانْبِياءِ» «٢»