تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٦
«شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذى اوْحَيْنا الَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ ابْراهيمَ وَ مُوسى وَ عيسى ...» «١» (خداوند) آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم.
چهار پيامبر اولوالعزم كه نامشان در اين آيه آمده، صاحب شريعت بودهاند و بقيه پيامبران كه در فاصله زمانى ميان شرايع ياد شده مبعوث مىگشتهاند، از آنها تبليغ مىكردهاند تا شريعت اسلام نازل شد كه جامع شرايع چهارگانه و معارف مهمّ ديگر است و پيامبرش نيز اشرف و افضل از آن چهار پيامبر عليهم السلام است. «٢» ٥- جاويد و جهانى بودن آنچه پيشتر- بويژه در چهاربند ياد شده- آورديم براى اثبات جاودانگى و جهانى بودن پيام الهى كافى است: وقتى پيامى از آفريدگار جهان صادر شود كه علم و قدرتش بىانتهاست، وقتى پيامى حق باشد، متين و مبين باشد، جامع و كامل باشد و هيچ شك و ترديدى بدان راه نيابد چنين پيامى سزاوار است كه براى هميشه بماند و همه خلق را نيز هدايت نمايد.
علاوه بر اين چون پيام الهى، حق است و از مبدأ حق صادر شده و صدور آن نيز بحق بوده هرگز به وادى عدم راه نمىيابد و همانگونه كه در حدوث خود متكى به خدا بوده، در بقا نيز به او متكى است؛ چنان كه فرمود:
«وَ بِالْحَقِّ انْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ وَ ما ارْسَلْناكَ الَّا مُبَشِّراً وَ نَذيراً وَ قُرآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ ...» «٣» ما قرآن را به حق نازل كرديم و به حق نازل شد و تو را جز بشارت دهنده و بيمدهنده نفرستاديم و قرآنى كه آياتش را از هم جدا كرديم [فرستاديم] تا آن را بر مردم بخوانى.