تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٢
طبيعى داراى ويژگيهاى متعدّدى است كه آن را از ديگر پيامها ممتاز گردانيده است؛ شمارش همه آن ويژگيها در حد گنجايش اين جزوه نيست ولى اهمّ آنها را به اختصار بيان مىكنيم.
١- حق بودن خداوند خود، حقّ مطلق است و آنچه به او نسبت دارد يا فعل اوست و از او صادر مىشود، جز حقّ نمىتواند باشد. به همين دليل پيام الهى، سراسر حقّ و حقيقت است؛ «تِلْكَ اياتُ الْكِتابِ وَالَّذى انْزِلَ الَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ ...» «١» اينها آيات كتاب آسمانى است و آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده، حق است.
وقتى مجموع پيام الهى حق شد، اجزاى آن نيز حق است، بنابراين احكام قرآن، اخبار از گذشته و آينده، عناوين مربوط به مبدأ و معاد، نظريات پيرامون آفرينش مُلك و ملكوت، اعتقادات، اخلاقيات، تاريخ ملّتها و پيامبران، ضربالمثلها و حتى داستانهايى كه در آن است، جملگى عين حقيقت است و هرگز و هم و خيال و ياوه و گزاف در آن يافت نمىشود چنان كه درباره داستانهايش فرمود:
«انَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ الهٍ الَّا اللَّهُ وَ انَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» «٢» اين همان داستان سرايى واقعى و حق است و خدايى جز اللّه نيست و همانا خدا، همان عزيز و حكيم است.
همچنين پيام الهى در پى حق بودن، عزيز و نفوذناپذير نيز هست و هيچ قدرتى نمىتواند آن را تحت تأثير قرار دهد يا در آن نفوذ كند، همينطور هيچ ياوهاى در گذشته و حال و تا قيامت بدان راه نخواهد يافت:
«... انَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ» «٣»