تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٣٠
منقوش بر سنگها و ابنيه تاريخى و حتى كوزههاى سفالين و ظروف و سكّههاى بهدست آمده در اعماق ويرانهها و نوشتهها و كتيبهها و ديوارهاى آثار باستانى، نشانگر آن است كه افراد و جوامع انسانى به منظور ايجاد ارتباط و ارائه و توسعه افكار و عقايد خويش و نيز انتقال آن به نسلهاى بعدى از پاى ننشسته و بر آن بودهاند كه حيات تاريخى خويش را در استمرار زمان با حيات ادبى و اعتقادى تداوم بخشند، كه اين نيز همگام بودن تبليغات و ارتباطات را با زندگى نوع بشر بازگو مىكند.» «١» بدون ترديد نقش تبليغ دينى در ميان تبليغات و ارتباطات ديگر، بسى برجستهتر و پر اهميّتتر بوده و هست و اگر بگوييم ديگر تبليغات جامعه بشرى نيز در سايه تبليغات دينى رشد و تكامل يافته، سخنى به گزاف نگفتهايم؛ چرا كه اين مسأله مرهون ترقى و شكوفايى علمى بشر بوده كه خود تربيت يافته دامان دين و اعتقادات دينى بوده است.
در اهميت و نقش ارزنده تبليغ همين بس كه خداوند پس از يادآورى آفرينش انسان، بلافاصله از نعمت «بيان» ياد مىكند و تعليم آن را نيز به خود نسبت مىدهد كه بر شكوه و منزلتش مىافزايد و جالبتر اينكه آفرينش انسان و تعليم بيان را- كه تداعى كننده انسانيت انسان و امتياز او بر ساير آفريدگان است- پس از ستودن خود به رحمانيت و تعليم قرآن قرار داده و فرموده است:
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرآنَ خَلَقَ الْانْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ» «٢» خداوند رحمان، قرآن را تعليم داد، انسان را آفريد و به او بيان را آموخت.
منظور از بيان، سخن، نوشتن، خط، فهميدن و فهماندن است تا انسان آنچه را مىگويد و مىشنود، درك كند. «٣» ظرافت ديگرى كه از آيات بالا احساس مىشود، پيوند ميان تعليم قرآن و تعليم بيان است و خداوند، نخست از تعليم قرآن سخن گفته كه جامع همه معارف الهى است،