تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٥٨
سيراب كند.
- اگر در ادّعايت راستگويى، ما را با خدا و فرشتهها رو به رو ساز! - چرا در آسمانها پرواز نمىكنى (و نزد خدايت نمىروى؟)
- درهاى آسمانها را بگشا و ما را به آسمانها ببر.
- يك نامه خصوصى از سوى خداوند براى ما بياور كه از ما خواسته باشد به تو ايمان بياوريم.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله به همه اين گزافهها و خرافات، گوش فرا داد سپس با سعه صدر و سخنان متين- همراه با آيات قرآن- به يكايك آنها پاسخى منطقى و كوبنده داد. «١» سيره عملى پيامبران معصوم، نشانگر آن است كه مبلّغ الهى هرگز پديده شوم خرافه را برنمىتابد و نبايد اجازه دهد كه خرافهپرستى بر ذهن و فكر فرد و جامعه سايه افكند.
نكته دقيقتر اينكه هيچ پيامبرى حتى از جهل و خرافات رايج ميان مردم- كه همسوى با دعوتش بوده- نيز بهرهبردارى نكرده است زيرا پيامبران، مبلّغ حقند و خرافه و جهل باطل است و آب حق و باطل هرگز در يك جوى، روان نمىگردد. در بخشى از همان روايت آمده است:
«... وَ رَسُولُ اللَّهِ يَرْتَفِعُ انْ يَغْتَنِمَ جَهْلَ الْجاهِلينَ وَ يَحْتَجَّ عَلَيْهِمْ بِما لا حُجَّةَ فيهِ ...» «٢» پيامبر خدا نمىتواند جهل نادانان را مغتنم شمرد و با سخنان بىپايه، آنان را مجاب كند.
آيةالله جوادى آملى در اين باره مىنويسد:
در روايت مزبور، يك مطلب عميق اجتماعى اخلاقى نهفته است كه هرگز انبيا از جهل مردم سوء استفاده نمىكردند. چون وقتى دين الهى بر محور علم و عقل استوار باشد، همواره از علم و عقل حمايت و از علما و خردمندان ستايش مىكند. اساس دين آسمانى، معرفت و دانش است و هر جا دانش بيشتر است، خداشناسى، انسانشناسى، رابطه انسان و جهان، رابطه