تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٥٥
نمىتوانيم او را عبادت كنيم و چون عبادت خداوند مستحيل است، بايد اسماى حسنا و مظاهر او را عبادت كرد.» كمكم چيزهايى را نزد خود و بدون دستور خداى سبحان، واسطه فيض پنداشتند و رفته رفته به آنها جنبه استقلال دادند و بتپرستى را با اين برهان- كه آميخته با مغالطه است- رواج دادند. «١» موضعگيرى قرآن قرآن مجيد از دو راه منفى و مثبت به ستيز با خرافهپرستى پرداخته است:
الف- مبارزه منفى گزافهگويى و خرافهپرستى با شدّت هر چه تمامتر در آيات محكم كتاب آسمانى، محكوم و باطل اعلام شده و با نقل خرافات جاهلان، بلافاصله به نقد آن پرداخته است. مثلًا:
به جاهلان كهنهپرستى كه از آثار نياكان گمراه خود، تقليد مىكند مىفرمايد:
«... اوَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئأً وَ لا يَهْتَدُونَ» «٢» گر چه پدرانشان چيزى نمىفهميدند و هدايت نيافتند (باز هم از آنان تقليد مىكنند؟)
فالزنان خرافهپرسترا نيز بهحقيقت دردناك نادانىو هرزانديشى آگاهكرده، مىفرمايد:
«قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ ائِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ انْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ» «٣» [پيامبران] گفتند: شومى شما با خودتان است اگر بينديشيد بلكه شما گروهى هرز انديشيد! و به كجانديشان گزافهگويى كه به بهانه خداپرستى، بتپرست شدهاند، مىفرمايد:
«... انَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فى ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ انَّ اللَّهَ لا يَهْدى مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ» «٤»