تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٥٠
دين از سياست را نقطه آغازين انحراف و بازيچه شدن دين به دست سياستمداران بى دين دانسته مىنويسد:
... بزرگترين ضربتى كه بر پيكر اسلام وارد شد از روزى شروع شد كه سياست از دين منفك شد ...
و بزرگترين آرزوى هواخواهان ترقى اسلام بايد توأم شدن سياست و ديانت باشد. نسبت ايندو باهم نسبت روح و بدناست. اين روح و بدن، اينمغز و پوست بايد بهيكديگر بپيوندند فلسفه پوست حفظ مغز است، پوست از مغز نيرو مىگيرد و براى حفظ مغزاست. اهتمام اسلام به امر سياست و حكومت و جهاد و قوانين سياسى براى حفظ مواريث معنوى يعنى توحيد و معارف روحى و اخلاقى و عدالت اجتماعى و مساوات و عواطف انسانى است. اگر اين پوست از اين مغز جدا باشد، البته مغز گزند مىبيند و پوسته خاصيتى ندارد، بايد سوخته و ريخته شود. «١» امروزه نيز وحشت دنياى كفر و استكبار از تحقق اين آرزوى بزرگ دينخواهان در انقلاب شكوهمند اسلامى است و تبليغ وقيحانه جدايى دين از سياست توسط مستكبران و ايادى داخلى آنها، هم به منظور گوشهنشين كردن دين پرقدرت اسلام و هم به قصد زير سلطه كشاندن كشورهاى اسلامى است. بزرگترين مبلّغ اسلام در عصر حاضر، يعنى حضرت امام خمينى قدس سره، با آگاهى كامل از اين ترفند دشمنان اسلام و بشريت، با جدّيت تمام بر تفكيكناپذيرى دين و سياست پاى فشرد و به جهان اسلام باوراند كه بايد به پيروى از دين خدا در سرنوشت خويش دخالت كنند و با تمام قوا در برابر توطئههاى دشمنان، از جمله در برابر تز منحوس جدايى دين از سياست مقاومت كنند. از جمله در وصيتنامه سياسى- الهى خود نوشت:
... امّا طايفه دوم- كه نقشه موذيانه دارند و اسلام را از حكومت و سياست جدا مىدانند- بايد به اين نادانان گفت كه قرآن كريم و سنّت رسولالله صلى الله عليه و آله آن قدر كه در حكومت و سياست احكام دارند در ساير چيزها ندارند بلكه بسيار از احكام عبادى اسلام، عبادى سياسى است كه غفلت از آنها اين مصيبتها را به بار آورده. پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله تشكيل حكومت داد مثل ساير حكومتهاى جهان لكن با انگيزه بسط عدالت اجتماعى و خلفاء اوّل اسلامى