تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٤٤
روحالامين، قرآن را بر قلب تو فرود آورد تا از بيم دهندگان باشى.
بنابراين، قرآن و عترت از ابتدا توأمان بودهاند و تا ابد هرگز از يكديگر جدا نمىشوند و اگر كسانى از عترت، فاصله بگيرند، از قرآن هم جدا شدهاند و هر كس از قرآن جدا شود، از عترت نيز فاصله گرفته است. همينطور وقتى رسول اكرم صلى الله عليه و آله از كسانى گله مىكند كه قرآن را از صحنه خارج كردهاند و مىفرمايد:
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ انَّ قَوْمِى اتَّخَذُوا هذَا الْقُرآنَ مَهْجُوراً» «١» پيامبر گفت: «پروردگارا! ملّت من، قرآن را طرد كردند.
اين گله پيامبر صلى الله عليه و آله در واقع، گله از مهجوريت اهل بيت عليهم السلام نيز هست، همانطور كه امام راحل (ره) اين مطلب را از حديث ثقلين استفاده كرده، مىفرمايد:
شايد جمله «لن يفترقا حتى يردا على الحوض» اشاره باشد بر اينكه بعد از وجود مقدس رسولاللّه صلى الله عليه و آله، هر چه بر يكى از اين دو گذشته است، بر ديگرى [نيز] گذشته است و مهجوريت هر يك، مهجوريت ديگرى است تا آنگاه كه اين دو مهجور بر رسول خدا در حوض وارد شوند. «٢» كاملًا واضح است كه سفارش اكيد پيامبر صلى الله عليه و آله به قرآن و عترت، هدف والاى پيروى از قرآن صامت و ناطق را دنبال مىكند. چنانكه واژه تمسّك، بر آن تصريح دارد و مسلمانان بايد با الگوگيرى علمى و عملى از قرآن و عترت، به معارف اسلام معتقد شوند و قوانين و مقررات آن را جامه عمل بپوشند و مبلّغان اسلامى نيز با پيروى و تمسّك به قرآن و عترت، اصول تبليغى بيشمارى را فرا خواهند گرفت كه در اينجا مجال پرداختن به آن را بيش از اين نمىيابيم.
اصل سوم