تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٣٨
اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ ...» «١» ما در ميان هر ملّتى، پيامبرى برانگيختيم كه؛ تنها خدا را بپرستيد و از طاغوت، دورى گزينيد.
پس برخى از آنان را خداوند هدايت كرد و دامان برخى ديگر را گمراهى گرفت.
پرهيز دادن مردم از نزديك شدن به طاغوت و شوراندن آنان بر ضد طاغوتها روى ديگر سكّه تبليغ و لازمه و فرع دعوت به توحيد است كه پيامآوران معصوم هرگز از آن غفلت نورزيدند؛ «همه انبيا با دو جهت سلب و اثبات آمدند و براساس نبوت عامّه، مردم را به اصول كلّى رهبرى و به پيام مشتركشان آشنا مىكردند و همچنين براساس مسؤوليت خاص، امّت خويش را به قوانين مربوط به عصر خود دعوت مىكردند. يكى از آن اصول مشترك اين است «لَقَدْ بَعَثْنا فى ...» پرهيز از طغيانگرى و هر طاغوت و بتى، بعد سلبى و عبادت خداى سبحان هم بعد اثباتى قضيه را دربردارد ... «لا اله الا الله» سخن همه انبياست كه به دو اصل سلبى و اثباتى در عرض هم تحليل نمىشود كه يكى اثبات باشد و ديگرى سلب، بلكه در حقيقت يكى اصل است و ديگر فرع ...» «٢» همينطور جمله «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اطيعُونِ» «٣» شعار معمول پيامبران الهى بود ولى نه بدين معنا كه اوامر آنان در عرض امر خدا قرار بگيرد بلكه امر پيامبر همواره در طول امر خدا قرار دارد و هر كس از پيامبر اطاعت كند، او را به خدا مىرساند:
«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ اطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلّى فَما ارْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً» «٤» كسى كه پيامبر را اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده و هر كس سر باز زند، تو را نگهبان بر آنان نفرستاديم.
پيامبران هرگز مردم را به پرستش خود دعوت نكردهاند و اگر كسانى در باتلاق دوگانه