تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٢٣
مردم جايگاه ويژهاى يافت و نقل مجالس شد و با محتواى بديع و حكيمانهاى كه دارد همواره برترين است و هرگز كسى قادر نيست مثلهايى بهتر از امثله قرآن بياورد:
«... وَ لَهُ الْمَثَلُ الْاعْلى فِى السَّمواتِ وَالْارْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» «١» برترين مثل، در آسمانها و زمين از آنِ اوست و او توانمند و با حكمت است.
هدف مثالهاى قرآنى چيزى جز بيدار كردن مردم و فعّال كردن ذهن آنان و به انديشه واداشتن ايشان نيست كه تداعى كننده استفاده بهينه و هدفمند از ابزار مثل است؛ درباره تنبّه و بيدارى دادن توسط مثل، فرمود:
«وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فى هذَا الْقُرآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» «٢» در اين قرآن، براى مردم هر مثلى را آورديم شايد آنان متذكّر شوند.
و پيرامون انديشهورزى و تقويت عقل و خرد نيز فرمود:
«... وَ تِلْكَ الْامْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» «٣» اينها مثالهايى است كه براى مردم مىزنيم شايد آنان انديشه كنند.
رسول خدا و ائمه اطهار عليهم السلام نيز به پيروى از قرآن، در سخنان گهربار و خطبههاى شورآفرين خويش از مثال تبليغ در قرآن ٢٣٤ رسالت هميشگى امت ص : ٢٣٣ هاى گوناگون، سود مىجستند و در بسيارى از موارد نيز سخنان نغز و بديع آنان، خود ضربالمثل مىشد و دهان به دهان نقل مىگشت و امروزه كمتر كتاب دينى و ادبى اسلامى يافت مىشود كه از كلمات قصار و نورانى آن پاكان بىنظير تهى باشد «٤» و مبلّغان پيام الهى نيز بايد روش و سنّت قرآن و اهل بيت عليهم السلام را مدّ نظر داشته باشد و بهترين نوع مثل را در عمليات پيامرسانى بهكار گيرد.