تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٢٠
نكات جالب، شنيدنى و آموزنده در آن بيان شده و با هر نقلى، مخاطب را در فضاى مطبوع و بديعى از داستان قرار مىدهد و او را با خود به صحنههاى شورانگيز آن مىكشاند كه گاه مفصّل و شيواست و گاه مجمل و رساست.
جنبههاى هنرى داستان را به شكلى پايدار مراعات كرده كه از نظر فنّ داستاننويسى، در نوع خود بىنظير است و اصطلاحاتى چون؛ كشمكش، شخصيتپردازى، صحنههاى نمايشى، فاصله هنرمندانه، حالت تعليق، بزنگاه، گرهگشايى و ... كاملًا در لابهلاى داستانهاى قرآنى هويداست.
در نقل داستان، زيباترين روش را ابداع كرده كه قبل و بعد از قرآن سابقه نداشته و نخواهد داشت و ضمن نقل انواع داستانهاى عقيدتى، جنگى، اقتصادى، سياسى، عشقى و ... هيچگونه بدآموزى ندارد بلكه در همه مراحل قصّه، ذهن مخاطب خود را لحظه به لحظه از معنويات آكنده و بارور مىسازد، چنانكه خود مىفرمايد:
«نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ احْسَنَ الْقَصَصِ بِما اوْحَيْنا الَيْكَ هذَا الْقُرآنَ وَ انْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلينَ» «١» ما بهترين نوع سرگذشتها را- از طريق اين قرآن كه به تو وحى كرديم- برايت بازگو مىكنيم گر چه پيشتر از آن خبر نداشتى! روش اين داستانسرايى زيباترين روشهاست زيرا بهترين روش داستانسرايى آن است كه انسان را به بهترين زاد آشنا كند و به بهترين مقصد برساند. قرآن، آن زادى را كه به مقصد مىرساند، تقوا دانسته و آن قولى را كه احسنالاقوال است و انسان را به فراگيرى آن دعوت مىكند، نيز قول توحيد مىداند. اگر فرمود اين احسن القصص است براى اين است كه احسن الزاد را كه تقواست به همراه دارد. «٢» داستانهاى قرآن از جنبه هدفمندى نيز ممتاز است زيرا مخاطب خود را گام به گام به بهترين هدف- كه توحيد است- نزديك مىكند و هرگز جنبه سرگرمى و انحرافى ندارد، اين ويژگى در سراسر داستانها و در همه جملات و كلمات هر داستانى به وضوح