تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢١٥
مىپردازد و مخاطبان خويش را به اعماق تاريخ مىبرد و از نزديك با تلاش و كوشش و پرستش و نيايش موحّدان آشنا مىسازد، و بدين وسيله ميان اينان با آنان پيوندى عميق برقرار مىكند و سرانجام، خطوط عينى زندگى موحدانه را با هنر آفرينى در صحنههاى گوناگون و هيجانآور تاريخى، براى مخاطبان خود ترسيم مىكند و به شكلى هنرمندانه پيام خويش را به آنان ابلاغ مىكند. اوصاف ارزشمندى كه براى اقوام نيكوكار بهكار مىبرد، جهت گيرى تربيتى و تبليغى قرآن را نشان مىدهد و تلويحاً از خوانندگان خود انتظار دارد كه خود را بدانها آراسته سازند و در زمره دارندگان اين صفات درآيند. اين اوصاف عبارتند از؛ اقوام مؤمن، خردمند، انديشمند، دانشمند، پرستشگر، حرف شنو، با يقين، شايسته و مانند آن.
از سوى ديگر، عملكرد زشت و تبهكارانه اقوام بىايمان و فرجام سياه آنان را بازگو مىكند و با ترسيم تابلوهاى جاندار و واقعى از زندگى آنان، مخاطبان خود را بهطور عينى در جريان تبهكارىهاى آنان قرار مىدهد و در درونشان، احساس تنفّر و گريز را برمىانگيزد و به تعبير خود قرآن، دست به انذار مىزند؛ «فَانْ اعْرَضُوا فَقُلْ انْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةَ عادٍ وَ ثَمُودَ»» اگر روى برتافتند بگو: شما را از صاعقهاى چون صاعقه عاد و ثمود، بيم مىدهم.
همانگونه كه جنبه «انذار» قرآن بر جنبه «تبشير» آن مىچربد، حجم تاريخ تبهكاران نيز بيش از نيكوكاران است و به دو شكل عمومى و خصوصى مطرح شده است؛ گروه اوّل را به شكل عام و بدون آنكه به گروه يا زمان خاصّى منسوب كند، بيان مىنمايد و با واژههاى زير از آنان ياد مىكند؛ اقوام فاسق، متجاوز، ستمگر، كافر، جاهل، مفسد، مسرف، كينهتوز، تبهكار، طغيانگر، بىانديشه، فتنهگر، كوردل، مستكبر و مانند آن.
گروه دوم با اسم و رسم معرفى شدهاند و كاركرد آنان موردنقد قرار گرفتهاست مانند؛ قوم ابراهيم، قوم نوح، قوم لوط، قوم فرعون، قوم موسى، اصحاب الايكة، قوم عاد، قوم ثمود، اصحاب الرّسّ، قوم تُبَّع، سباء، بنىاسرائيل و