تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢١٢
آنان ابلاغ كند و حد اعلاى بلاغت نيز همان است كه سخن را تا آنجا ترقّى مىدهد كه آوردنش از عهده و توان بشر خارج مىشود و به حدّ اعجاز مىرسد. «١» بدون ترديد، قرآن مجيد از جميع جهات بلاغت، معجزه و منحصر به فرد است و آوردن سخنى فصيحتر و بليغتر از آن، تصوّر محال است و اين ويژگى به سوره يا آيه خاصّى اختصاص ندارد بلكه همه سورهها و آيه آيه قرآن از اين خصوصيت برخوردارند.
شرح اين موضوع، كتابهاى فراوانى را به خود اختصاص داده است و ما به آوردن مطلبى نغز از امام خمينى قدس سره بسنده مىكنيم؛ ياد روزى كه در ايام جوانى كتاب فصوصالحكم و ديگر كتب عرفانى را كه بر ستارگان مشايخ در باب عرفان به يادگار گذاشتهاند از خدمت بعضى از مشايخ اهل عرفان- رضوانالله عليه- استفاده نمودم ... بايد بگويم كه كتب مذكور با همه قدر و منزلتى كه دارند و كمكهاى بسيار ارزندهاى به معرفت قرآن كريم، سرچشمه فيّاض معرفةاللّه و كتب ادعيه ائمه معصومين- كه آنها را قرآن صاعد بايد گفت- و احاديث اين بزرگواران مىكنند، حلاوت و لطافت كتاب الهى را ندارند؛ فىالمثل سوره مباركه حمد، مشتمل جميع معارف الهيه است كه از عهده نويسنده خارج است ... در «بسم الله الرحمن الرحيم الحمد للّه ربّ العالمين» معارف غير قابل تحمل براى ماست كه اگر كسى به حقيقت، در الحمد لله غور كند، مىيابد كه در عالم وجود جز خداى تعالى چيزى و كسى نيست، كه اگر بود، حمد مختص به ذات الوهى نبود. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل «٢» وقتى كتابى در حد اعجاز بليغ شد، حق دارد كه از مبلّغ خويش نيز بخواهد كه بليغ باشد و سخن بليغ نيز بگويد:
«... وَعِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فى انْفُسِهِمْ قَوْلًا بَليغاً» «٣» آنان را اندرز ده و با سخنى بليغ با آنان گفتگو كن.