تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٧١
با انواع وسائلى كه در اختيار دارند، به اسلام، اجازه پيشرفت ندهند و پويايى آن را متوقف كنند يا از مسيرش منحرف سازند، چنين توطئهاى در قالب جنگهاى طولانى و خونين و مانعتراشيهاى ديگر، همينطور ايجاد شبهات و القائات فكرى صورت پذيرفته تا در مسائل هدايتگر اسلام ايجاد شك و ترديد كنند، بدين سبب اسلام، ناچار است كه در برابر همه اين تهديدات به جدال برخيزد. «١» تبيين واژهها ريشه جدال، جدل و بهمعناى پيچاندن و گرهزدن طناب است؛ گويا هر يك از دو طرف مجادله، حريف را از رأى و نظرش مىپيچاند و منصرف مىكند و نيز گفتهاند معناى اصلى جدال، زورآزمايى و به زمين زدن طرف مقابل است و از «جداله» يعنى زمين سخت اقتباس شده است. «٢» جدل در اصطلاح، عبارت است از؛ دليلى كه براى منصرف كردن طرف مقابل از آنچه بر آن اصرار مىورزد و بحث مىكند، به كار مىرود بدون اينكه خاصيت روشن ساختن حق را داشته باشد؛ بدين شكل كه آنچه را او به تنهايى يا همراه مردم قبول دارد، از او بگيريم و بهوسيله آن، ادعايش را رد كنيم. «٣» مفهوم جدال احسن: جدال ممكن است به سه شكل، زشت، خوب و خوبتر انجام گيرد: جدال زشت، آن است كه مجادله كننده با سخنان درشت، طعنه و اهانت، مناظره كند و جدال خوب آن است كه با مدارا و نرمى سخن همراه باشد و طرف مقابل از آن آزرده نشود و در جدال احسن، مجادله كننده علاوه بر نرمى سخن و مدارا، تا آنجا به دشمن نزديك مىشود كه اتفاق نظر پيدا مىكنند و بدون لجاجت و دشمنى، به كمك يكديگر، حق را روشن مىسازند. «٤» روايتى از امام عسكرى عليه السلام پيرامون جدال احسن و جدال باطل نقل شده كه از آن