تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٤
به تنهايى آمده است؛ همانگونه كه ياد شد گرچه، مجموع قرآن، حكمت ناميده شده ولى از اين كه در آيات متعدد، حكمت و قرآن در كنار يكديگر آمده مىتوان فهميد كه مراد خداوند از حكمت، چيزى علاوه بر قرآن است چنانكه فرمود:
«... وَ انْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ ...» «١» خداوند، كتاب و حكمت را بر تو نازل كرد و آنچه را نمىدانستى به تو آموخت.
از رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز روايت شده كه فرمود:
«انَّ اللَّهَ اتانِىَ الْقُرْآنَ وَ آتانى مِنَ الْحِكْمَةِ مِثْلَ الْقُرْآنِ وَ ما مِنْ بَيْتٍ لَيْسَ فيهِ شَىْءٌ مِنَ الْحِكْمَةِ الَّا كانَ خَراباً الا فَتَفَقَّهُوا وَ تَعَلَّمُوا وَ لا تَمُوتُوا جُهَّالًا» «٢» خداوند، قرآن را به من ارزانى داشت و مانند آن نيز حكمتم بخشيد؛ هر خانهاى كه در آن چيزى از حكمت نباشد، خراب است، پس تحقيق كنيد و بياموزيد و نادان از دنيا نرويد! آن بزرگوار همانگونه كه معلّم قرآن بود، آموزگار حكمت نيز بود و مبلّغان علاوه بر فراگيرى و تبليغ قرآن، بايد به آموختن و آموزش حكمت نيز همّت گمارند، همانطور كه بايد حكمت را در تبليغ بهكار گيرند.
مبلّغ با افروختن چراغ حكمت در فرا راه تبليغ، عقل و فكر مخاطب را به تكاپو وامىدارد. ذهنش را روشن مىكند، انديشهاش را بارور مىسازد، دريچههاى علم و دانش را به رويش مىگشايد، راه انديشه صحيح را به او مىآموزد و ... قرآن مجيد، حكمت را تحفهاى الهى مىداند كه سقف ثمرات آن ناپيداست:
«يُؤْتِى الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ اوتِىَ خَيْراً كَثيراً وَ ما يَذَكَّرُ الَّا اولُوا الْالْبابِ»» (خداوند) حكمت را به هر كس بخواهد ارزانى مىدارد و به هر كس، حكمت عطا شود، خير