تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٠
و ممكن بود چنين تفاوتى به فرجام ناخوشايندى ختم شود، مصلحت ايجاب مىكرد كه خضر عليه السلام به ارشاد و تعليم عملى خويش پايان دهد.
ظرف دل انسانها، چه از نظر كمّى و چه از نظر كيفى يكسان آفريده نشده است؛ برخى گنجايش بخشى از معارف الهى را دارد و برخى بيشتر، و طبيعى است كه هر دلى از گنجايش بيشترى برخوردار باشد، ارزندهتر نيز خواهد بود. امام على عليه السلام مىفرمايد:
«يا كُمَيْلَ بْنَ زِيادٍ! انَّ هذِهِ الْقُلُوبَ اوْعِيَةٌ فَخَيْرُها اوْعاها ...» «١» اى كميل! اين دلها ظرف هستند و بهترين آنها وسيعترين آنهاست.
به همين دليل ارزيابى مخاطب و سنجش ظرفيت پذيرش او ضرورت دارد تا از يكسو حجم تبليغات به تناسب گنجايش فكرى مخاطب تنظيم شود و از سوى ديگر عمق و كيفيت آن نيز با قابليت و كشش ذهنى او متناسب باشد. در غير اينصورت، تبليغ نه تنها سودمند نخواهد بود بلكه چه بسا نتيجه معكوس خواهد داد و مخاطب را به جاى ارشاد و هدايت بهسوى گمرا تبليغ در قرآن ١٦٣ ضرورت ص : ١٦٢ هى و ضلالت مىكشاند. امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود:
«يا سَلْمانُ لَوْ عُرِضَ عِلْمُكَ عَلى مِقْدادٍ لَكَفَرَ، يا مِقْدادُ لَوْ عُرِضَ عِلْمُكَ عَلى سَلْمانَ لَكَفَرَ» «٢» اى سلمان! اگر دانش تو بر مقداد عرضه گردد، كافر مىشود. اى مقداد! اگر دانش تو بر سلمان عرضه گردد، كافر مىشود.
از اين سخن ارزنده، مىتوان چنين برداشت كرد كه آن حضرت با شناخت كامل از مخاطبان خويش، آنان را درجهبندى كرده بود و معارف الهى را به تناسب هر گروه و سطح و ظرفيت آنها در اختيارشان مىنهاد. آنچه را به شكل عمومى نيز مطرح مىكرد، مطالبى بود كه افكار عمومى توان تحمّل آن را داشت، چنانكه افرادى يافت مىشدند كه