تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٣٧
«انَّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْقُرانَ تَنْزيلًا فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ اثِماً اوْ كَفُوراً» «١» مسلّماً ما قرآن را بر تو نازل كرديم. پس بر (تبليغ و اجراى) حكم پروردگارت شكيبا باش و از هيچ گنهكار و كافرى اطاعت نكن.
گفتنى است كه همه پيامآوران معصوم، با جدّيت و قاطعيت در برابر «سنگاندازى» هاى انحرافى عوام، اعم از مستكبران، شيطان، خشكه مقدسان و پيروان كج فهم و لجوج، مقاومت كردند و هرگز در برابر خواستههاى ناحق آنان، تسليم نشدند و كمترين تغييرى در تبليغ پيام و عمل و اجراى آن ايجاد نكردند و خداوند، همه آنان را در برابر القائات شيطان، مدد فرمود:
«وَ ما ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِىٍّ الَّا اذا تَمَنَّى الْقَى الشَّيْطانُ فى امْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِى الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ اياتِهِ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ» «٢» هيچ پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم جز اينكه هرگاه آرزو مىكرد (و طرحى براى پيشبرد اهداف الهى خود مىريخت) شيطان در آن اخلال مىكرد ولى خداوند القائات شيطان را خنثى مىكرد سپس آيات خويش را استحكام مىبخشيد و خداوند بسيار دانا و حكيم است.
بهترين راه زدودن آفت عوامزدگى، «حق محورى» است و مبلّغ بايد در همه صحنهها و ميدانها، دستورالعمل و شاخص عملياتى خويش را «حق» قرار دهد و عوام و عوامزدگان را به گرد آن فراخواند و تسليم جوّ آنها نشود. چنانكه امير مؤمنان عليه السلام به «حارث بن حوط»- كه تحت تأثير ظاهر عوامفريبانه آشوبگران جنگ جمل قرار گرفته بود- فرمود:
«تو فريب خوردهاى! دين خدا به وسيله اشخاص (ظاهرالصلاح) شناسايى نمىشود بلكه با شاخص حقّ، معرّفى مىشود؛ تو حق را بشناس، طرفدارانش را نيز خواهى شناخت.» «٣»