تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١٨
قرآن مجيد در سوره «يس» داستان مبلّغ قهرمانى را آورده كه با بصيرتى ژرف و ديدگاهى الهى به تبليغ دين او پرداخته و از دور دستهاى شهر به يارى فرستادگان خدا شتافته است، آنگاه مردم را مورد خطاب قرار داده و با شجاعتى وصفناپذير و منطقى محكم به تبيين اهداف خيرخواهانه پيامبران همّت گماشته است و از انبوه حاضران خواسته كه در برابر سخنان حق فرستادگان الهى، تسليم شوند تا سعادت خويش را تضمين كنند. ولى آن نابخردان نهتنها سخنان دلنشين او را نشنيده گرفتند بلكه با جسارت و شقاوت بر سر آن مرد خدا ريختند و با ضربات كوبنده و پى در پى خود او را از پاى درآوردند. «١» خداوند ضمن تجليل از اين مبلّغ شهيد و يادكرد داستان او در قرآن، فرجامش را چنين ترسيم كرد:
«قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمى يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَلى رَبّى وَ جَعَلَنى مِنَ الْمُكْرَمينَ» «٢» به او گفته شد: داخل بهشت شو! گفت: اى كاش ملّت من به آنچه پروردگارم بر من بخشيد و مرا از بزرگواران قرار داد، آگاه مىشدند.
ترس و سازش ممنوع:
با توجه به حجم و ابعاد گسترده مزاحمتهاى دشمنان دين خدا هراس مبلّغ و سازشكارى او با مخالفان بهمنزله انتحار و نقض غرض مىشود و ميدانرا براى آنان خالىمىكند يا دين خدا را بىخاصيت مىسازد يا ملعبه دست دشمنان قرارمىدهد. پس يك مبلّغ واقعى و كارآمد هرگز نبايد از فعاليتهاى مخرّب دشمن، هراسى به دل راه دهد و يا نااميد شود و در سنگر تبليغاتى، سستى و مسامحه ورزد، همچنان كه مجاز نيست تحت فشار دشمنان تن به سازش داده به ميل آنان رفتار كند. همانگونه كه قرآن مجيد مىفرمايد:
«الَّذينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ احَداً الَّا اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسيباً»»