تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١٤
«... يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونِنى وَ قَدْ تَعْلَمُونَ انّى رَسُولُ اللَّهِ الَيْكُمْ ...» «١» اى قوم من! چرا مرا آزار مىدهيد با اينكه مىدانيد من فرستاده خدا به سوى شمايم؟! پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله نيز براى تثبيت آخرين پيام الهى، پايمردى و شكيبايى زايدالوصفى از خود بروز داد و هرگز كمترين سستى و اهمالى از او مشاهده نشد با اينكه دشمنان اسلام از نخستين روزهاى دعوت تا سالهاى نهايى عمر آن حضرت از هيچ توطئه و آزار و اذيت حتى جنگ و كشتارى عليه او و پيروانش دريغ نكردند، حتى او را از زادگاه و خانمان خويش اخراج كردند، اموال او و مسلمانان مكه را مصادره نمودند، نسبتهاى دروغ و توهينآميزى چون؛ ساحر، شاعر، مجنون، دروغپرداز و مانند آن به او دادند، دست به غوغا سالارى، جوسازى، تكذيب و شايعهپراكنى عليه او زدند تا آنجا كه آن نخبه جهان آفرينش فرمود:
«ما اوذِىَ نَبِىٌّ مِثْلَ ما اوذيتُ» «٢» هيچ پيامبرى مانند من اذيت و آزار نديد.
با اين وصف از ثبات و پايدارى او ذرّهاى كاسته نشد. حتّى مردم كارشكن و معاند را نفرين هم نكرد بلكه مىفرمود:
«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِقَوْمى انَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ» «٣» خدايا ملّت مرا بيامرز؛ آنان نادانند.
زيرا قرآن مجيد، استقامت را توأم با دعوت دانسته، به آن حضرت فرموده بود:
«فَلِذلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَما امِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ اهْواءَهُمْ وَ قُلَ امَنْتُ بِما انْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ» «٤»