تبليغ در قرآن - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٥
پيام آيه اين است كه حقپويى، لازمه ايمان واقعى به خداوند است، و پيمودن راه باطل، همپايه كفر از اين رو، هرگز روا نيست مبلّغ الهى- كه مُنادى توحيد و ايمان به خداست- كمترين انحرافى از راه حق و تمايلى به باطل داشته باشد، گر چه حقپويان در اقليّت قرار گيرند! چنان كه امير مؤمنان عليه السلام به راهيان راه حقيقت و هدايت چنين سفارش مىكند:
«ايُّهَا النَّاسُ لا تَسْتَوْحِشُوا فى طَريقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اهْلِهِ ...» «١» اى مردم! در راه هدايت، از اندك بودن رهروان آن، هراس نداشته باشيد.
صحابى بزرگوار رسول خدا صلى الله عليه و آله، ابوذر غفارى، نمونه ارزنده مبلّغان حقپويى است كه در اين راه، هيچگونه هراسى به دل راه ندادند و هرگونه بيداد و بىمهرى حكومت ستمگر اموى را با فرياد حقطلبى خود پاسخ داده و حتى در اين راه جان باختند ولى يك لحظه در پيمودن صراط مستقيم حق و حقيقت ترديد نكردند. از ديگر نمونههاى اين مردان حقطلب، ميثم تمّار، يار با وفا و شيعه مخلص على عليه السلام است كه زياد بن ابيه دستور داد دست و پايش را قطع كردند و او را به دار آويختند ولى بالاى دار نيز از حق دست نكشيد و زبان به ستايش و مدح امام على عليه السلام گشود بهگونهاى كه زياد خشمگينتر شد و دستور داد زبان او را نيز بريدند! «٢» ٣- حقگويى:
مبلّغ بايد در هر شرايطى از حق تبليغ كند و همانند حضرت موسى عليه السلام شعارش اين باشد كه:
«حَقيقٌ عَلَىَّ انْ لا اقُولَ عَلَى اللَّهِ الَّا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ...» «٣» سزاوار است كه بر خدا جز حق نگويم. من دليل روشنى از جانب پروردگارتان براى شما آوردهام.
براى گفتن حق نيز بايد از دو عمل منفى پرهيز كند: نخست اينكه در بيان حقايق دينى به حدس و گمان، قياس و استحسان و تقليد كوركورانه تمسّك نجويد زيرا؛