آینه یقین (ترجمه کشف الیقین)
(١)
فهرست مطالب
٥ ص
(٢)
مقدمهاى كوتاه در زندگينامه علامه حلى قدس سره
٩ ص
(٣)
گفتار دانشمندان در باره او
١١ ص
(٤)
اساتيد او
١٣ ص
(٥)
شاگردان او
١٣ ص
(٦)
تصانيف و آثار علمى او
١٤ ص
(٧)
تولد
١٥ ص
(٨)
محل وفات و آرامگاه او
١٥ ص
(٩)
پيشگفتار
١٧ ص
(١٠)
متن كتاب
١٩ ص
(١١)
مقدمه مؤلف
١٩ ص
(١٢)
فصل اول فضايلى كه پيش از ولادت براى آن حضرت نقل شده
٢٣ ص
(١٣)
بخش اول
٢٥ ص
(١٤)
بخش دوم
٢٥ ص
(١٥)
بخش سوم نام مبارك آن جناب بر عرش نوشته شده است
٢٦ ص
(١٦)
بخش چهارم در باره رواياتى است كه رسول خدا
٢٧ ص
(١٧)
بخش پنجم توسل آدم به او كه در تورات مكتوب است
٢٨ ص
(١٨)
فصل دوم فضايل آن حضرت در هنگام خلقت و تولد
٣١ ص
(١٩)
فصل سوم فضايل آن حضرت در هنگام رشد و بلوغ
٣٧ ص
(٢٠)
بخش اول فضايل اكتسابى آن حضرت
٣٨ ص
(٢١)
مطلب يكم فضيلتهاى معنوى آن جناب كه طى چند مبحث مطرح مىگردد
٣٩ ص
(٢٢)
مبحث اول در ايمان آن حضرت است
٣٩ ص
(٢٣)
مبحث دوم در فضايل نفسانى على
٥٢ ص
(٢٤)
مبحث سوم اخبار غيبى
٨٩ ص
(٢٥)
بحث چهارم شجاعت و پايمردى او در ميدانهاى جنگ
١٠٣ ص
(٢٦)
بحث پنجم پارسائى و پرهيزگارى آن حضرت
١٠٧ ص
(٢٧)
بحث ششم در باره بخشش و كرامت آن بزرگوار است
١١٤ ص
(٢٨)
بحث هفتم در ديانت، پارسايى و استجابت دعاهاى آن حضرت
١٢٥ ص
(٢٩)
بحث هشتم حسن خلق و گشادهرويى آن حضرت
١٣٥ ص
(٣٠)
بحث نهم حلم و بردبارى آن حضرت
١٤٠ ص
(٣١)
مطلب دوم فضائل و برترىهاى جسمانى آن حضرت كه در چند بحث تنظيم شده است
١٤٣ ص
(٣٢)
مبحث اول در باره عبادت و پرستش اوست
١٤٥ ص
(٣٣)
مبحث دوم جهاد در راه خدا
١٤٩ ص
(٣٤)
جنگ بدر
١٥١ ص
(٣٥)
جنگ احد
١٥٤ ص
(٣٦)
شجاعت على(ع) در جنگ خندق
١٦٠ ص
(٣٧)
جنگ بنى المصطلق
١٦٦ ص
(٣٨)
جنگ حديبيه
١٦٧ ص
(٣٩)
جنگ خيبر
١٦٩ ص
(٤٠)
فتح مكه
١٧٢ ص
(٤١)
غزوه حنين
١٧٣ ص
(٤٢)
جنگ تبوك
١٧٥ ص
(٤٣)
غزوه ذات السلاسل
١٧٩ ص
(٤٤)
جنگ جمل
١٨١ ص
(٤٥)
نمونههايى از شجاعت على(ع) در جنگ صفين
١٨٧ ص
(٤٦)
خوارج
١٩٥ ص
(٤٧)
مبحث سوم پيشگامى آن حضرت در گواهى به رسالت رسول اكرم
٢٠١ ص
(٤٨)
مبحث چهارم حمل سوره برائت(توبه) و ابلاغ آن به مردم مكه
٢٠٥ ص
(٤٩)
مبحث پنجم در اين كه على(ع) جامع فضيلتهاى متضاد بود كه به اين شرح است
٢٠٩ ص
(٥٠)
مبحث ششم پارهاى از سخنان آن حضرت
٢١١ ص
(٥١)
بخش دوم فضائل و برتريهاى خارج از وجود آن حضرت
٢٣١ ص
(٥٢)
مبحث اول در باره نسب آن جناب است
٢٣٣ ص
(٥٣)
مبحث دوم ازدواج آن حضرت با فاطمه
٢٣٩ ص
(٥٤)
مبحث سوم در برادرى آن جناب با مقام رسالت - صلوات الله و سلامه عليهما - است
٢٤٥ ص
(٥٥)
مبحث چهارم در باره بستن درهايى است كه از منازل اصحاب به مسجد باز مىشد، جز درب منزل على(ع) و اين منزلت اختصاصى را رسول اكرم
٢٤٩ ص
(٥٦)
مبحث پنجم در مورد مباهله است
٢٥٣ ص
(٥٧)
مبحث ششم در باره وجوب محبت و دوستى با آن حضرت
٢٥٩ ص
(٥٨)
مبحث هفتم در اين است كه حق و قرآن با على ملازمند و از او جدا نمىشوند
٢٧١ ص
(٥٩)
مبحث هشتم در اين است كه رسول اكرم
٢٧٧ ص
(٦٠)
مبحث دهم در اين كه پيامبر
٢٩١ ص
(٦١)
مبحث يازدهم حديث منزلت و يگانگى على(ع) با پيامبر
٢٩٩ ص
(٦٢)
مبحث دوازدهم روايت پرنده بريان(خبر الطائر)
٣٠٥ ص
(٦٣)
مبحث سيزدهم تصريح پيامبر
٣٠٧ ص
(٦٤)
مبحث چهاردهم بيم دادن به كسانى كه در امر خلافت، رو به روى على(ع) بايستند
٣١١ ص
(٦٥)
مبحث پانزدهم در تشبيه على(ع) به سوره اخلاص و كعبه معظمه و سر مبارك پيامبر اكرم
٣١٥ ص
(٦٦)
مبحث شانزدهم در باره فرود آمدن سطل آبى كه على(ع) از آن وضو ساخت
٣١٧ ص
(٦٧)
مبحث هفدهم در توصيف آن حضرت به سيادت و آقايى
٣١٩ ص
(٦٨)
مبحث هيجدهم در اين است كه على
٣٢١ ص
(٦٩)
مبحث نوزدهم در فضايل فرزندان امير مؤمنان
٣٢٣ ص
(٧٠)
مبحث بيستم فضائل فاطمه(س) همسر عظيم الشأن آن حضرت
٣٤٥ ص
(٧١)
مبحث بيست و يكم آياتى از قرآن است كه به اعتراف همه علما، در شأن على(ع) نازل شده است
٣٥١ ص
(٧٢)
مبحث بيست و دوم اين كه ذريه رسول خدا
٣٨٩ ص
(٧٣)
مبحث بيست و سوم در باره حديث مناشده سوگند دادن از اخبار مشهورهاى كه خاصه و عامه، آن را نقل نمودهاند و به مرحله تواتر مفيد قطع رسيده است
٣٩١ ص
(٧٤)
مبحث بيست و چهارم دعاى رسول اكرم
٣٩٧ ص
(٧٥)
مبحث بيست و پنجم اين بحث در باره وعده عذاب الهى به كسانى است كه كينه و بغض آن جناب را در دل داشته باشند
٣٩٩ ص
(٧٦)
مبحث بيست و ششم در داستان اصحاب كهف و گفتگوى حضرت على(ع) با يهوديان
٤٠٣ ص
(٧٧)
مبحث بيست و هفتم پا بر دوش پيامبر
٤١٧ ص
(٧٨)
مبحث بيست و هشتم ياد على و نگاه كردن به او عبادت است
٤١٩ ص
(٧٩)
مبحث بيست و نهم جايگاه على(ع) در روز قيامت بين رسول خدا
٤٢١ ص
(٨٠)
مبحث سىام طلب هدايت و ارشاد از على(ع) و سخن از وسيلهاى در بهشت
٤٢٣ ص
(٨١)
مبحث سى و يكم داستان دينارى كه حضرت على(ع) آن را پيدا كرده بود
٤٢٥ ص
(٨٢)
مبحث سى و دوم توصيف نمودن رسول اكرم
٤٢٩ ص
(٨٣)
مبحث سى و سوم على(ع) در شب معراج
٤٣٣ ص
(٨٤)
مبحث سى و چهارم در اين كه رسول خدا
٤٣٥ ص
(٨٥)
مبحث سى و پنجم دستور خداوند به پيامبر
٤٣٧ ص
(٨٦)
مبحث سى و ششم اخبارى كه زبير بن بكار، نقل نموده است
٤٤٩ ص
(٨٧)
مبحث سى و هفتم فتوت و جوانمردى آن حضرت
٤٥٧ ص
(٨٨)
فصل چهارم فضايلى كه پس از شهادت آن حضرت براى وى ثابت شده است
٤٥٩ ص
 
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص

آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٨٤ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على

زنى فرزندى كه دو سر و دو بدن بر يك تهيگاه داشت به دنيا آورد، اين جريان براى تمامى صحابه مشكل و حيرت‌انگيز بود، چرا كه نمى‌دانستند اين مولود، يك انسان است يا دو تا، از اين رو براى رفع ابهام، به على ٧ متوسّل شده و به وى پناه بردند! آن حضرت فرمود: خوابيدن و بيدار شدن نوزاد را زير نظر بگيريد، پس از خواب او را بيدار كنيد اگر هر دو در يك لحظه از خواب بيدار شدند، يكى هستند، و اگر يكى بيدار و ديگرى در خواب مانده، دو تا هستند و بايد از ارث، دو سهم به آنها داده شود.

[١] ديگرى، داورى آن حضرت در باره مخلوقى است كه آلت رجوليت و زنانگى‌


[١]. خوارزمى اين پرسش و پاسخ را در مناقب، فصل هفتم، ص ٥٤ آورده است كه نص آن از نظر شما مى‌گذرد:

خبر داد مرا امام زاهد شيخ ابو طاهر محمد بن محمد سنجى خطيب مرو و اديب ابو بكر محمد بن حسن بن ابو جعفر بن ابو سهيل زوزنى در آنچه براى من از مرو نگاشت، گفتند: بما خبر داد قاضى، امام ابو نصر محمد بن محمد ماهانى، كه او گفت خبر داد مرا ابو نصر احمد بن على بن منصور سنى بخارى كه خبر داد مرا ابو عبد اللَّه محمد بن احمد بن ابو حفص، از ابو حامد احمد بن هارون هروى، از ابو القاسم على بن اسماعيل صفار در بغداد، از ابو الحسن على بن عبد اللَّه بن معاوية، از ابو عبد اللَّه، از پدرش معاوية، از جدش ميسرة، از شريح قاضى كه گفت: روزى در دار القضاء زنى به نزد من آمد و گفت:

اى قاضى من به جهت رفع مخاصمه و درگيرى نزد تو آمده‌ام، قاضى گفت آن كه با تو خصومت دارد كيست؟ گفت: من با شما مخاصمه دارم! مجلس را برايش خلوت نمود و گفت: صحبت كن، گفت من زنى هستم كه هم آلت مردان و هم فرج زنان دارم، قاضى گفت: اين جريان مشابهى دارد كه براى امير المؤمنين على ٧ پيش آمد و او حكم وراثت را به جايى كه بول از آن خارج مى‌شد مبتنى كرد. شريح كه متصدى مقام قضا در زمان على ٧ بود اين حكم را اجرا نمود؛ زن گفت: اما در مورد من از هر دو مجرا بول خارج مى‌شود، شريح به او گفت: از كجا بول زودتر جارى مى‌شود گفت: هيچ كدام زودتر خارج نمى‌شود! و در آن واحد جارى و در يك لحظه با هم قطع مى‌شوند، شريح گفت: تو از داستانى شگفت انگيز خبر مى‌دهى! زن گفت: شگفت‌انگيزتر از اين داستان، جريان ديگرى دارم كه هم اكنون براى تو بازگو مى‌كنم و آن اين است كه پسر عمويم مرا تزويج نموده و خادمه‌اى برايم قرار داد و من با او نزديكى نمودم و او از من بار برداشت و اكنون فرزندم را كه از او تولد شده، نزد شما آورده‌ام! شريح با شنيدن اين سخن از جا برخاست و به حضور على ٧ شرفياب گرديد و ماجراى زن را بازگو كرده على ٧ دستور داد زن را احضار كنند، پس از تشرف به حضور آن حضرت، از آنچه كه قاضى براى او بازگو كرده بود از وى پرسيد و زن گفته قاضى را تصديق نمود، آنگاه دستور داد شوهر او حاضر شود، پس از حاضر شدن شوهر، به او فرمود: اين زن دختر عمو و همسر توست؟ گفت: آرى، فرمود:

آنچه را كه مى‌گويد درست است و به آن عمل كرده است؟ گفت: آرى، او پس از اين كه با خادمه‌اش همبستر شد من با او نزديكى نمودم! على ٧ با تعجب فرمود: جرأت و جسارت تو از نزديكان شير هم بيشتر است: آنگاه فرمود: دينار خادم كه مردى درست و مورد اطمينان بود، با دو نفر زن نزد من بياوريد، پس از اين كه آنان حاضر شدند فرمود: اين زن را به خانه‌اى برده لباسى به او بپوشانيد و لباسى كه به تن دارد از تن او بيرون كنيد، و دنده‌هاى دو پهلوى او را شمارش كنيد و به من خبر دهيد، آنها دستور را عملى نموده به مولا گفتند: عدد دنده‌هاى سمت راست هيجده و سمت چپ او هفده است، على ٧ در حال دستور داد آرايشگرى حاضر شود موى سر او را بردارد، آنگاه كفش و عبا براى او آوردند و او را به مردان ملحق نمود.

شوهر با تعجب گفت: يا امير المؤمنين دختر عمو و همسرم را به مردان ملحق نمودى و اين دستور از كجا و از چه كسى گرفته‌اى؟ فرمود: او را از پدرم آدم به ارث بردم، چرا كه مادرمان حوّا از آدم خلقت يافت پس دنده‌هاى مردان از زنان كمتر است و خود مشاهده كرديد كه دنده‌هاى وى كمتر است و جزو مردان به شمار مى‌رود، برخيزيد و از پيش من برويد. نك: الفضائل الخمسة، ج ٢، ص ٣٠٤ و ٢٧٠، از نور الأبصار شبلنجى، ص ٧٩؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، باب دوم، فصل شصت و دوم، ص ٢٠٤ با اختلاف در لفظ؛ الفصول المهمة، ص ٣٥، به شكلى ديگر.