آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٥٥ - مبحث پنجم در مورد مباهله است
بگيرند و نتيجه كارشان را اعلام نمايند. پيامبر ٦ به آنها مهلت داد. پس از بازگشت به اقامتگاه، اسقف سخن را آغاز نمود و گفت: اگر فردا محمّد با اهل بيت و عزيزانش، براى مباهله آمدند، هرگز به مباهله اقدام نكنيد و اگر با همه يارانش در صحنه حضور يافت، اقدام نماييد و بدانيد كه او بر حق نيست.
عاقبت يكى از افراد سرشناس، به ترسايان رو نمود و گفت: اى جماعت نصارا، شما به حق مىدانيد كه محمّد پيامبر خداست و در باره حضرت مسيح با شما به حق سخن گفت و حقيقت حال را بيان نمود؛ به خدا سوگند اگر گروهى با پيامبرى مباهله كنند، زندگى بر سالخوردگان تلخ مىگردد و در اندك زمانى نابود مىشوند از آن پس خردسالى بين آنان پيدا نخواهد شد و اگر مباهله كنيد، همگى به هلاكت خواهيد رسيد! هم اكنون اگر به دينتان علاقمنديد و به مذهبتان پاىبند هستيد، تنها راه نجات در اين است كه با اين مرد، به راه مسالمت وارد شويد و دشمنى را پايان داده و به سرزمينتان برگرديد.
روز بعد كه در ميعادگاه به قصد ديدار با پيامبر حضور يافتند، رسول خدا ٦ در حالى كه دست على در دست او و حسنين در جلو و فاطمه در پشت سر او قرار داشت را، مشاهده كردند، اسقف از آنها پرسيد، جماعتى كه از نزديك صحنه را مشاهده مىكردند به او گفتند: اين مرد كه دست او در دست وى مىباشد، پسر عمو و داماد و محبوبترين خلق نزد او مىباشد، على بن ابى طالب ٧ است و اين دو كودك، فرزندان دختر او از على و محبوبترين خلق خداوند نزد اويند و آن زن هم دختر او فاطمه ٣ و عزيزترين و گرامىترين مردم نزد او و نزديكترين فرد به قلب اوست كه وى را روح خويش ناميده است! رهبر مسيحيان به عاقب و سيّد و عبد المسيح كه در جمع همراهان او امتياز بخصوصى نزد او داشتند، نگاه نمود و گفت: در كار خود درست بينديشيد، چرا كه وى عزيزانش و كسانى كه همانند آنها در روى زمين وجود ندارد و هيچ كس به او از آنها نزديكتر نيست براى مباهله، با خود آورده است و اين نشان مىدهد كه به راستى و حقيقت گفتار خود اطمينان دارد! به خدا سوگند اگر خود را ذى حق نمىديد، هرگز عزيزان خويش را در معرض مباهله و نفرين قرار نمىداد، به خدا قسم اگر موقعيت قيصر سلطان