آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٦٢ - شجاعت على(ع) در جنگ خندق
دارم تو را بكشم، عمرو از گفته وى برآشفت و از مركب پياده شد، پس از ساعتى نبرد تن به تن على ٧ او را با ضربتى محكم بر زمين انداخت و فرزندش را نيز به او ملحق نمود، عكرمة ابن ابى جهل و ديگر مشركان با ديدن اين منظره مرگبار، راه فرار را در پيش گرفته و جبهه جنگ را ترك گفتند و خداوند خشم آنها را به خودشان برگرداند و در اين راه خيرى نديدند و در نتيجه با شكست مواجه شدند.
[١] پس از قتل عمرو، عمر بن الخطّاب به على ٧ گفت: او زره خوبى داشت، چرا از تن او نگرفتى؟ زيرا زرهى مانند آن وجود ندارد، على ٧ فرمود: حيا كردم او را بر زمين برهنه بگذارم.
[٢] عبد اللَّه بن مسعود، هميشه اين آيه كريمه «وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً»[٣] در باره على ٧ قرائت مىكرد.
[٤] ربيعة السعدى گويد: نزد حذيفة بن يمان رفتم و گفتم: هر گاه حديثى مبنى بر فضيلت على ٧ ياد مىكنيم، مردم بصره ما را تكذيب نموده و مىگويند: شما در باره على به افراط رفته و به زياده روى گام نهادهايد! آيا حديثى در باره او به ياد دارى كه اگر بازگو كنم، دشمنان نتوانند در باره آن خدشه كنند؟ حذيفة گفت: ربيعه كدام فضيلت او را براى تو بازگو كنم، سوگند به خدايى كه جانم در قبضه قدرت اوست، اگر اعمال ياران محمّد از روزى كه به نبوت مبعوث شده تا روز قيامت در يك كفّه ميزان و عمل على ٧ را در كفه ديگرى جاى دهند، بىترديد عمل على ٧ بر تمام اعمال آنها برترى خواهد
[١]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٢٠٥؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٩٢، باب دوم، فصل ٢٥.
[٢]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٢٠٦؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٩٣، باب دوم، فصل ٢٥.
[٣]. احزاب، ٢٥.
[٤]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٢٠٥؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٩١، باب دوم، فصل ٢٥.