آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٩٦ - مبحث سوم اخبار غيبى
را بعد از قطع دستها و پاهايش، به دار كشيده مىشود، ديرى نگذشت كه در دوران حكومت معاويه، زياد بن ابيه دستها و پاهايش را قطع كرد و سپس او را به دار كشيد.
[١] يكى ديگر از اخبار غيبى آن حضرت، در باره شهادت ميثم تمار است كه فرمود: او دهمين فردى است كه درب منزل عمرو بن حريث با ضرب خنجرى به پهلوى او كشته خواهد شد و به درخت خرمايى كه در آنجاست به دار خواهند كشيد و آن درخت را به ميثم نشان داد، از آن پس وى نزد آن درخت مىآمد و نماز مىگزارد و به عمرو مىفرمود: چون من با تو همسايه خواهم شد، لازم است حسن همجوارى را رعايت نمايى، ديرى نگذشت كه عبيد اللَّه بن زياد او را در همان مكان و به همان درخت به دار كشيد و دستور داد ضربتى را به پهلوى او بزنند كه با همان ضربت به شهادت رسيد.
[٢] حديث ديگرى از اخبار غيبى آن حضرت، خبر دادن آن جناب است به قطع
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٢٩١؛ ارشاد شيخ مفيد، باب سوم، فصل شصت و چهارم، ج ١، ص ٣٢٣.
[٢]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٢٩١؛ احقاق الحق، ج ٨، ص ١٥٥، از كشفى حنفى ترمزى، در المناقب المرتضوية، ص ٢٦٧، چاپ بمبئى و از ابن ابى الحديد، در شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ٢١١، چاپ مصر و در چاپ بيروت، ج ٢، ص ٢٩٤؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، فصل شصت و پنجم، باب سوم، ص ٣٢٧، از ابن عباس از مجاهد از شعبى، از زياد بن نضر حارثى كه گفت: نزد زياد بودم كه رشيد هجرى را آوردند، زياد گفت: صاحب تو يعنى على در باره تو چه گفت: آيا گفته او را در باره تو عملى خواهيم كرد؟ هرگز، رشيد گفت آقايم فرمود: دست و پاى مرا قطع خواهيد كرد: زياد گفت: به خدا قسم گفته او را دروغ خواهيم ساخت، سپس گفت او را رها كنيد، همين كه خواست خارج شود، گفت: او را برگردانيد، زيرا به خدا سوگند بدتر از آنچه كه مولايش براى او پيشبينى كرده، نخواهيم يافت! دست و پاى او را قطع كرده و به دارش بكشيد. رشيد گفت يكى از فرمودههاى مولايم نزد شما باقى است، زياد گفت: زبان او را هم ببريد! رشيد گفت: به خدا سوگند، هم اكنون فرموده مولايم به وقوع پيوست با اين كه در گفتههاى او، هرگز ترديد نداشتم.