آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٨٣ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
نموده بود، ولى اعتقاد داشت كه با او مقاربت نكرده، اما زن باردار شده است. مرد با توجه به عدم مقاربت، حمل را انكار نموده و مىگفت: اين فرزند از من نيست. اين جريان در عهد خلافت عثمان به وقوع پيوست. خليفه در حالى كه به حكم مسأله متوجه نبود به تحقيق پرداخت و از زن پرسيد، آيا شوهرت با تو همبستر شده و بكارتت را برداشته است گفت: نه، عثمان دستور داد، زن را حدّ بزنند، على ٧ با اطلاع از جريان، اين حكم را مردود دانسته و مسأله را با تحقيق بيشترى دنبال كرده و فرمود: شايد بدون دخول به او دست يافته و آب وى به زن رسيده باشد، از اين رو از پيرمرد پرسيد نحوه معاشرت تو با همسرت چگونه بوده است؟ وى گفت: بدون رفع بكارت انزال شدم و آب من به موضع مخصوص او رسيده است، على ٧ فرمود: اين فرزند از آن پيرمرد است و حمل به او تعلق دارد و رأى من اين است كه بايد پيرمرد را به جهت انكار عقوبت نمود.
[١] و از آن قضاياى مشكل [كه على ٧ آن را حل كرد] يكى هم اين مورد است:
[١]. ارشاد شيخ مفيد، ج ١، باب دوم، فصل شصت و دوم، ص ٢٠٤ به شرح زير آورده است: از جمله داوريهاى على ٧ پس از درگذشت عثمان و بيعت عموم مردم با او، بنا بر آنچه تاريخنگاران و دانشمندان نوشتهاند، اين است كه زنى در خانه شوهرش فرزندى به دنيا آورد كه دو بدن و دو سر بر يك تهيگاه داشت، اهل آن مولود، از ديدن چنين موجودى، شگفتزده شدند و نمىدانستند كه آيا او يك انسان است يا دو تا؟ براى كشف حقيقت نزد على ٧ آمدند و جريان را با او در ميان گذاشتند، تا از حضور پر فيض وى استفاده نموده و حكم آن را بدانند، امير مؤمنان ٧ فرمود:
خوابيدن او را در نظر بگيريد، سپس يكى از دو بدن را از خواب بيدار كنيد، اگر بدن ديگر نيز با او بيدار شد، اين دو يك انسان بيش نيست و اگر ديگرى همچنان در خواب ماند و بيدار نشد دو انسانند و حق آنها از ميراث، بهره دو انسان مىباشد.