آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٢٨ - مبحث ششم پارهاى از سخنان آن حضرت
[١] باز سخنى از على ٧ در باره اهل بدعت و گمراهى كه فرمود: مسألهاى در امر قضا و داورى بر يكى از اين گروه عرضه مىشود كه نادانسته مسائل را به رأى خود جواب مىدهد و عين همين مسأله با ديگرى مطرح مىشود كه او هم ناآگاهانه به رأى خويش پاسخ مىدهد در حالى كه اين رأى با رأى ديگرى در دو قطب متضاد قرار دارد، سپس اين قاضيان نزد رهبرى كه آنها را به قضا تعيين نموده، اجتماع مىكنند و مسأله را مطرح مىسازند، متأسفانه او نيز نادانسته گفته همه را تصويب و بر آنها صحّه مىگذارد و اين جاى شگفت است كه خداى مردم يكى، پيامبرشان يكى و كتابشان نيز يكى است اما در يك مسأله از مسائل دينى اين همه آراى باطله اظهار مىشود!! آيا خداى متعال آنها را به اختلاف رأى دادن آن هم در يك مسأله، امر نموده است و آنها فرمان خدا را اطاعت مىكنند و يا اين كه خداوند آنها را از اختلاف و تفرقه افكنى و بيراهه رفتن نهى نموده و آنها از فرمان الهى سرپيچى و تمرّد مىنمايند؟ يا اينكه خداوند دينى ناقص فرستاده و آنها با دلسوزى و فرط محبت، در تكميل آن كوشيده و خدا را يارى مىدهند، يا اينكه شريك خدا در امر دين هستند كه هر چه را بگويند خداوند بفرمايد: سخن شما درست است و به گفته شما رضايت دارم! و يا اين كه خداوند دين كامل فرو فرستاده است و پيامبر اسلام ٦ در ابلاغ آن كوتاهى كرده است؟ در حالى كه خداى متعال مىفرمايد: «ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ»:[٢] ما هيچ چيزى را در كتاب [لوح محفوظ] فرو گذار نكردهايم. و دليل بر تماميت قرآن اين است كه بعضى آيات آن بعضى ديگر را تصديق مىكند و اختلافى در آن وجود ندارد. آرى اگر قرآن از فرد ديگرى نشأت گرفته بود، در آن اختلاف فراوانى وجود داشت و خداوند مىفرمايد:
«وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً»:[٣] اگر از جانب غير خدا بود،
[١]. نهج البلاغه سيد رضى، كلام ١٨؛ احتجاج طبرسى، ج ١، ص ٢٦١؛ دعائم الاسلام، ج ١، ص ٩٢؛ مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ١٧٣، نهج السعادة، ج ٧، ص ١٩٧.
[٢]. انعام( ٦)، ٣٨.
[٣]. نساء( ٤)، ٨٢.