آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٠٢ - مبحث سوم اخبار غيبى
بشناسد در جمع آن عاملى به آن وجود ندارد و اگر منكرى كه آن را منكر مىدانند تماشا كنند از آن كناره نمىگيرند و باز در جمع آنها تاركى پيدا نمىشود كه آن را ترك كند، در آن شهر مردان به مردان گرايش و زنان با زنان آميزش مىكنند. در اين هنگامه تاريك و اندوهناك، از قدرت و تسلط تركان، مردم اين شهر در فتنه قتل و غارت گرفتار شده و بانگ گريههاى طولانى و صداى شيون و فغان از ساكنان اين شهر بلند خواهد شد. شما چه دانيد كه تركان چه كسانى هستند! آنان گروهى هستند با چشمان كوچك، با صورتهايى چون سپر ضخيم و لباسى آهنين كه بر صورتهايشان يك تار مو وجود ندارد، فرمانده آنها مردى است كه آوازش بلند و صولت و قدرتش فراگير و همتش عالى است، بر هيچ شهرى نمىگذرد مگر آنجا را فتح مىكند و پرچمى در برابر او افراشته نمىشود مگر آنكه سرنگون مىگردد! واى بر كسى كه با او دشمنى كند، او همچنان شهرها را به تصرف در مىآورد تا همه جا را فتح نموده و در تحت قدرت خويش در آورد.
وقتى اين اوصاف را در باره تو شنيديم و خوانديم و ديديم اين اوصاف همه در شما جمع است از اين رو به تو اميدوار شده و به سوى شما آمديم! هلاكو با شنيدن اين سخنان بسيار خرسند و شادمان گرديد، فرمانى به اسم پدرم نوشت و در آن فرمان براى اهل حلّه و شهرهاى اطراف امان و آرامش خاطر داده و متعرض آن شهرها نشده سپس گويد: اخبار غيبى آن حضرت، بيش از آن است كه شماره شود.