كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٩٦ - بحث حكمى
قلت لأبي عبدالله (ع): إنّي قد ابتليتُ بهذا العلم فاريد الحاجة فإذا نظرت إلى الطالع و رأيت الطالع الشرّ جلست و لم أذهب فيها و إذا رأيت الطالع الخير ذهبت في الحاجة، فقال لي: «تقضي؟» قلت: نعم، قال: «احرق كتبك».[١]
شيوه استدلال: كتب نجوم كذائى از مصاديق كتب ضلال است و حضرت امر به احراق نمود. امر دال بر وجوب است، پس اتلاف كتب ضلال واجب و حفظ آن حرام است.
بررسى: روايت از نظر سند خوب است ولى از نظر دلالت قابل خدشه است؛ زيرا مدّعا حرمت مطلق حفظ است، ولى دليل قائل به تفصيل است و اگر طبق كتب نجوم قضاوت و حكم كند حرام است، در غير اين صورت حرام نيست. افزون بر اين شايد امر مزبور ارشادى باشد نه مولوى؛ بنابراين دليل وجوب اتلاف و دليل حرمت، ابقا و حفظ نيست.
دليل سوم، ادعاى اجماع: برخى مثل صاحب مفتاح الكرامه صريحاً ادعاى اجماع كردهاند[٢] و بعضى مثل علامه در تذكره ادعاى نفى خلاف كردهاند[٣] كه تالى تلو اجماع است.
پاسخ: اوّلًا اجماع منقول ذاتاً حجت نيست و اجماع محصل هم ممتنع الحصول است.
ثانياً: نه تنها اجماع بر حرمت حفظ و وجوب اتلاف كتب ضلال محرز نيست، بلكه عدم آن محرز است و در مسأله مخالف وجود دارد.
ثالثاً: بر فرض كه اجماعى وجود داشته باشد ولى گفتنى است اجماع تعبدى به مناط كشف قطعى از رأى معصوم حجت است. اجماع مورد بحث اگر مقطوع المدرك نباشد حداقل احتمال قوى دارد كه مدركى باشد و به استناد آيات و روايات مذكور باشد؛ چنين اجماعى به اتفاق حجت نيست.
[١]. وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٣٧٠، ح ١.
[٢]. مفتاح الكرامه، ج ١٢، ص ٢٠٤- ٢٠٧.
[٣]. تذكره الفقهاء، ج ١، ص ٥٨٢.