كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٣٨ - بحث موضوعى
بحث موضوعى
در مصباح المنير آمده است:
غشّه غشّاً، من باب قتل والاسم الغيش بالكسر: لم ينصحه وزيّن له غير المصلحة، ولبن مغشوش، مخلوط بالماء.[١]
در نهايه ابن اثير آمده است:
الغشّ ضدّ النصح من الغشش وهو المشرب الكدر.[٢]
در المنجد آمده است:
غشّ غشّاً و غشش: أظهر له خلاف ما أضمره وزيّن له غير المصلحة، خدعه، ضد النصيحة، الغشّ إسم من الغشّ الخيانة نقيض النصح وهو مأخوذ من الغشش أي المشرب الكدر، الكدر من كلّ شيء، الغشاش أوّل الظلمة وآخرها المغشوش غير الخالص، يقال لبنٌ مغشوش أي مخلوط بالماء غير الخالص.[٣]
و نظير آن در اقرب الموارد آمده است، به اضافه:
غشّه غشّاً، لم يمحضه النصح ... فضته مغشوشه أي مخلوطة بالنحاس.[٤]
خلاصه اينكه غش گاهى به عين خارجى نسبت داده مىشود، مثلًا مىگوييم: لبنٌ مغشوشٌ يا درهمٌ مغشوشٌ به معناى ناخالص و مشوب و ممزوج به چيز ديگر است، خواه از جنس خودش باشد، ولو پستتر از آن، مثل گندم خوبى كه با گندم بد مخلوط شود، خواه از جنس خودش نباشد، مثل مخلوط كردن آب با شير، خواه شخصى مخلوط كند يا خود به خود مخلوط شود، در فرض مخلوط كردن شخصى هم خواه عمداً و به قصد فريب دادن باشد يا بدون قصد مزبور.
و گاهى به شخص نسبت داده مىشود و مىگوييم: غشّ فلانٌ كه فعل ارادى تبادر
[١]. المصباح المنير، ج ٢، ص ١١٦.
[٢]. النهايه، ابن اثير، ج ٣، ص ٣٦٩.
[٣]. المنجد، ص ٥٥٢.
[٤]. اقرب الموارد، ج ٢، ص ٨٧٣.