كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٤١ - ٢ حكم عقل
انواع غشّ
غشّ گاهى به مخفى كردن جنس دنى و پست در جنس جيد و خوب است، مثل برنج شكسته و سالم يا گندم خوب و بد، و گاهى به مخلوط كردن غير مراد در مراد است، مثل ممزوج كردن گندم و خاك يا شير و آب، يا روغن نباتى با روغن حيوانى يا پيه با روغن حيوانى. و گاهى به اظهار صفت خوبى درباره چيزى است كه داراى آن صفت نيست. نام اين عمل در اصطلاح تدليس است، مثلًا در سايه مىفروشد يا در زير چراغهاى قوى و پر نور مىفروشد تا كيفيت كالا را چند برابر جلوه دهد و گاهى به اين است كه چيزى را بر خلاف جنس آن نشان مىدهد مثلًا طلا و نقره بدلى را به جاى اصلى مىفروشد يا فلزى را آب طلا و نقره مىدهد و به جاى طلا و نقره مىفروشد.
حكم تكليفى
حرمت غشّ فى الجمله- قطع نظر از قيود و تفصيلاتى كه خواهد آمد- مسلّم است. يكى از افعال محرّمه در اسلام غشّ است؛ به چند دليل:
١. اجماع
نه تنها فقهاى اماميه، بلكه همه فقهاى اسلام فتوى به حرمت غشّ دادهاند، و نه تنها اجماع مسلمين، بلكه به تعبير برخى از بزرگان[١] از ضروريات مذهب مسلمين است كه فوق اجماع است و نيازى به بيان و اثبات ندارد.
٢. حكم عقل
از آنجا كه غشّ و فريب دادن ديگرى نوعى خيانت و القاى در مفسده و ضرر است و در واقع ظلم در حق ديگرى است از اين جهت عقل قاطع است به قبح و مفسده؛ و حرمت شرعى آن به ملازمه عقليه ثابت است.
[١]. همان، ص ٢٩٨.