كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٦٩ - تبصره چهارم
ثالثاً بر فرض كه در طول تاريخ اين محافل بوده و افرادى با صدا ذكر مصيبت مىكردند و مرثيه مىخواندند ولى دليل بر اين نيست كه به شكل غنايى بوده باشد بلكه قدر متيقن با صداى حزين و متناسب با مجالس عزاى امام حسين (ع) بوده است كه بنابر همه تعاريف، غير از غناست.
تبصره چهارم
تبصره چهارم غنا در نياحت و خواندن اشعارى در مراسم سوگوارى است كه معمولًا زنانى را اجير مىكردند و آنها براى گرم كردن مجلس كلماتى را مىگفتند و اشعارى را مىخواندند تا صاحبان عزا و مصيبت، اشك ماتم بريزند و بر عزيز خود بگريند و تخليه شوند.
حال از كلام مقدس اردبيلى استفاده مىشود كه وى قائل است تغنى در نياحت جايز است و رواياتى بر جواز اخذ اجرت بر اين كار دلالت دارند كه اصل جواز نياحت در آنها مفروغ عنه است، وگرنه اجرت آنها حرام و سحت و اكل مال به باطل است. يكى از اين روايات صحيحه ابى بصير از امام صادق (ع) است كه مىفرمايد:
«لا بأس بأجر النائحة التي تنوح على الميّت».[١]
پاسخ: اوّلًا در همان باب[٢] رواياتى بر حرمت نياحت دلالت دارد و با روايات جواز تعارض دارند، البته بزرگان فقه به دلايلى ميان دو دسته جمع كرده و روايات جواز را بر نوحهسرايى بهحق حمل كردهاند و روايات منع را بر نياحت به نحو باطل و حرام. و قائل به تساقط نشدهاند.
ثانياً به گواهى لغت و عرف و روايات، نياحت چيزى غير از غناست، نه عين آن است و نه ملازم آن. و وقتى مغاير بود ربطى به غنا ندارد و موضوعاً خارج است نه اينكه تخصيص در ادله حرمت غنا باشد.
روايت عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) هم آمده است:
«يرجّعون القرآن ترجيع
[١]. وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ١٢٧، ح ٧.
[٢]. ر. ك: همان، ص ١٢٨، ح ١١ و ١٢ و ١٣ و ١٤.