كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٤٣ - دليل دوم كتاب(قرآن كريم)
همانطور كه قبح خوردن گوشت خوك و حيوان غير مذكّى و ... را مستقلًا درك نمىكند.
دليل اوّل: اجماع
عدهاى از بزرگان از جمله فاضل نراقى و صاحب جواهر بر حرمت غنا، هم ادعاى اجماع محصل دارند و هم ادعاى اجماع منقول و بلكه ادعاى ضرورت مذهب كردهاند كه اگر براى كسى محرز شود نيازى به هيچ دليل ديگر ندارد.
اشكال دليل فوق: اوّلًا اجماع منقول حجت نيست، اجماع محصل هم قابل تحصيل نيست؛ ثانياً به احتمال زياد، اين اجماع مدركى است و دليل تعبدى نيست.
دليل دوم: كتاب (قرآن كريم)
در قرآن واژه «غنا» صريحاً ذكر نشده است ولى آياتى وجود دارد كه بر اساس روايات، بر حرمت غنا دلالت مىكنند:
الف) آيه قول زور: فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنْ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ.[١]
شيوه استدلال در قالب شكل اوّل منطقى: غنا از مصاديق قول زور است: صغرا؛ هر قول زورى يا قول زور به طور مطلق حرام است: كبرا؛ پس غنا حرام است: نتيجه.
توضيح صغرا: گرچه متفاهم عرفى از قول زور، كلام باطل به لحاظ معنا و مدلول آن است مثل دروغ، تهمت، غيبت، مسخره كردن و ... ولى بر اساس روايات اهل بيت عصمت و طهارت (ع) (مفسران واقعى قرآن)، قول زور به غنا تفسير شده است كه البته تفسير به معنا نيست، بلكه تفسير به مصداق و بيان يكى از مصاديق قول زور است در اين باره چند روايت[٢] وجود دارد كه در اينجا فقط دو روايت نقل مىشود:
١. صحيحه زيد شحّام از امام صادق (ع):
[١]. حج( ٢٢): ٣٠.
[٢]. وسائل الشيعه، ج ١٧، ص ٣٠٣، باب ٩٩، ح ٢، ٨، ٩، ٢٠ و ٢٦.