كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٤٤ - دليل دوم كتاب(قرآن كريم)
قال سألت ابا عبدالله (ع) عن قوله عزوجل: واجتنبوا قول الزور قال: «قول الزور الغناء».[١]
٢. صحيحه هشام از امام صادق (ع) در مورد آيه فاجتنبوا الرجس من الأوثان، واجتنبوا قول الزور فرمود:
«الرجس من الأوثان: الشطرنج، وقول الزور: الغناء».[٢]
دلالت هر دو روايت پر واضح است و نيازى به بيان ندارد.
اشكال بر دليل ٢: در آيه روى «قول زور» تكيه شده است. زور در لغت به معناى ميل و انحراف از حق است. كذب قول زور است، چون از جهت خودش (صدق) منحرف است، ظلم قول زور است چون از حق و عدل منحرف است و .... خلاصه اينكه قول زور به كلام باطل اطلاق مىشود و متفاهم عرفى كلام باطل به اعتبار مدلول آن است مثل كذب، شهادت ناحق، افترا، تهمت، و .... پس قول زور يعنى كلام باطل. پس، از مقوله كلام است كه بر خود آن اطلاق مىشود و غنا- چنانكه تعريف آن خواهد آمد- از مقوله كيفيات مسموعه است و در واقع كيفيتى است در صوت كه موجب طرب و رقص و پاىكوبى و متناسب با مجالس لهو و لعب است، يا صوتى است كه مكيف به كيفيت خاص باشد و در يك كلام، آواز مخصوصى است كه داراى لحن و آهنگ ويژهاى است كه مناسب مجالس جشن و طرب است.
در نتيجه قول زور و غنا از دو مقوله هستند و ميان آنها مباينت است[٣].
با توجه به اين مطالب چگونه ممكن است از قول زور، غنا اراده شود؟ آيا اين تفسير به مباين نيست؟
جواب اشكال: اوّلًا بر اساس قواعد ادبيات عرب و اصول فقه پاسخ مىدهيم: پنج احتمال در آيه وجود دارد:
[١]. همان، روايت ٢.
[٢]. همان، ص ٣١٠، ح ٢٦.
[٣]. ميان آن دو عموم من وجه است و تباين جزئى دارند: گاهى كلام، باطل و قول زور است ولى غنا نيست، مثلًا كسى بدون آهنگ مخصوص دروغ بگويد يا مؤمنى را هجو كند. و گاهى غنا هست و كلام باطل نيست، مثل غنا در كلام حق( قرآن) و دعا و مرثيه. گاهى هم هر دو مجتمع مىباشند مثل اينكه كسى كلام باطلى را با آهنگ غنا بخواند.