كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ١٧٥ - الف) بحث مفهومى
مىداند. اين نظريه به محقق اردبيلى منسوب است.[١]
وجه پنجم: اعانت عبارت است از انجام برخى از مقدمات قريب كار ديگرى؛ امّا ايجاد مقدمات بعيد و دور، اعانت شمرده نمىشود. مثلًا كسى كه به شراب ساز انگور مىفروشد يا انگورها را تحويل دهد، معين او بر اين كار است، ولى كسى كه درخت انگور را غرس مىكند يا آن را آبيارى مىكند، و ... معين شمرده نمىشود.
وجه ششم: در صدق اعانت هيچ خصوصيتى از قصد معين و علم او به تحقّق مُعانعليه دخالت ندارد و مهم اين است كه به دنبال ايجاد برخى از مقدمات، آن كار از ديگرى صادر شود. اين نظريه، نظريه مرحوم آيتالله خوئى است.
بررسى وجوه و اقوال
در صدق اعانت غير، ايجاد مقدمات كار او قطعاً معتبر است و كسى ترديد ندارد كه بدون ايجاد حتى يكى از مقدمات فعل غير، اعانت او صدق نمىكند. در اينجا قدر متيقن، مقدمات قريبه است. ولى چهار محور قابل بحث وجود دارد:
محور اوّل: دخالت علم معين به ترتّب فعل غير بر اين مقدمات؛
محور دوم: دخالت قصد معين در صدق اعانت؛
محور سوم: ترتّب فعل غير و حصول آن در خارج، به دنبال اين مقدمات؛
محور چهارم: اعتبار صدق عرفى در معناى اعانت غير.
بررسى محور اوّل: به عقيده گروهى از فقها مهم اصل ترتّب و تحقّق فعل مُعانُعليه است[٢] و علم معين به آن يا التفات او به اين حصول مهم نيست، بلكه اگر جاهل هم باشد اعانت صدق مىكند؛ حتى اگر غافل هم باشد صدق مىكند؛ بلكه اگر غير ذى شعور و حتى اگر جماد هم باشد صدق مىكند.
محقق نراقى علم يا ظن معين به ترتّب فعل غير را معتبر نمىداند و انجام مقدمات فعل ديگرى را به اميد ترتّب فعل غير بر آن كافى مىداند[٣] محقق ايروانى نيز علم را در
[١]. زبده البيان، ص ٢٩٧.
[٢]. آن گونه كه مسبب بر سبب مترتب مىشود و به دنبالش محقق مىگردد.
[٣]. عوائد الأيام، عائده هفتم، ص ٢٦.