كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢١٥ - دو دليل از امام خمينى(رحمه الله) بر حرمت
تصوير: بر اساس سخن ابن اثير در نهايه[١] مقصود از صورت، همان شكل و هيئت شيء است، يعنى ظاهر شيء. تصوير يعنى هيئت شيء از همه جهات- از جمله جسم داشتن. [مقصود همان ساختن مجسمه اشياست].
طبق سخن صاحب معجم مقاييس اللغه[٢] صورت بر هيئت خلقت و آفرينش شيء اطلاق مىشود و هيئت آن، مجسمه و پيكره آن است.
جوهرى هم در صحاح مىنويسد: «التصاوير التماثيل»[٣]. يعنى تصويرها همان تمثالها هستند. يعنى تساوى كلى در صدق دارند، خواه ترادف در معنا هم داشته باشند، خواه نداشته باشند.
مرحوم كاشف اللثام هم مىنويسد: «المعروف كما في اللغة ترادف التماثيل والتصاوير»؛[٤] بنابراين، منظور از تصوير، ساختن صورت و هيئت و شكل چيزى همراه با تجسم است.
حال از فرمايش امام راحل در مكاسب استفاده مىشود كه مقصود از تمثال و تصوير، وقتى مطلق استعمال مىشود مشابه آن شيء در جميع جوانب و جهات- از جمله در جسميت است- و اطلاق آن بر تمثالِ چهره يا مقاديم بدن، نوعى مسامحه و مجازگويى است؛ چه اينكه اطلاق آن بر مجرد نقش و عكس در روايات و تعبيرات، نوعى مجاز است. وگرنه متفاهم عرفى خصوص مجسمه اشياست و آنچه كه حرام است، مجسمهسازى است.[٥]
در اينجا اين بحث مطرح است كه آيا خصوص مجسّمه حيوان و موجود داراى حيات و روح، مورد نظر است يا اعم از آن؟ يعنى آيا مجسمه نباتات و جمادات هم مورد نظر است يا نه؟
[١]. النهايه، ابن أثير، ج ٣، ص ٥٨.
[٢]. معجم مقاييس اللغه، ج ٣، ص ٣٢٠.
[٣]. الصحاح، ج ٢، ص ٧١٧.
[٤]. كشف اللثام، ج ١، ص ١٩١.
[٥]. ر. ك: المكاسب المحرمه، ج ١، ص ٢٥٦.