كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ١٣ - پيشگفتار
«فتدبّر لعلّ الله يحدث بعد ذلك شيئاً»[١]
كه برگرفته از آيه كريمه قرآنى است.[٢]
٤. يكى از مطالب محورى در كتابهاى فقهى و اصولى امام راحل- كه از آن بهرههاى فقهى فراوانى به دست مىآيد- مسأله حقيقت ادعائيه است، اصل مطلب از جناب سكاكى است، وى در مورد خصوص استعاره- مجازى كه علاقهاش مشابهت است- ادعا نموده كه وقتى مىگوييم: «رأيت اسداً يرمى» و از كلمه «اسد»، «رجل شجاع» را اراده مىكنيم، چنين نيست كه لفظ اسد در معناى مجازى استعمال شده باشد و از نوع مجاز در كلمه باشد، بلكه همواره در اين گونه موارد لفظ در معناى حقيقى خود استعمال مىشود ولى قبل از آن يك ادّعا و تنزيل و تصرف در امر عقلى صورت گرفته و ادعا شده كه رجل شجاع هم فردى از معناى واقعى اسد است و اسد دو گونه مصداق دارد: يكى مصداق واقعى آن كه حيوان معروف به سلطان جنگل است، و ديگرى مصداق ادعايى آن كه انسان شجاع است و پس از ادعاى مذكور و تنزيل آدم شجاع به منزله شير درنده مستعملِ كلمه اسد را بر فرد ادعايى آن تطبيق مىنمايد.
امام راحل به پيروى از استاد خود مرحوم علامه اصفهانى صاحب وقايه اين مطلب را به كليه مجازات معروف تسرّى دادهاند و معتقدند كه باب مجازات باب بازى كردن با معانى و گذاشتن معنايى به جاى معناى ديگر و تطبيق آن بر افراد ادعايى و تنزيل است و اصولًا مجاز در حذف يا مجاز در كلمه ضرورتى ندارد.[٣]
مرحوم آيت الله العظمى بروجردى نيز همين عقيده را دارند و در نهاية الاصول مىخوانيم:
«فنحن ندّعى فى جميع المجازات ما ادّعاه السكاكى فى خصوص الاستعارة».[٤]
نظر امام اين است كه اساساً زيبايى و لطافت كلام در همين است كه چيزى در تقدير نباشد كه خلاف اصل است (الاصل عدم التقدير) و كلمهاى به معناى كلمه ديگر
[١]. كتاب البيع، ج ١، ص ٣٧٦.
[٢]. طلاق( ٦٥): ١.
[٣]. انوار الهدايه، ج ٢، ص ٤٠.
[٤]. نهايه الاصول، ص ٢٥.