كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٣٢٢ - ٤ خبر دادن از غائبات
ساحر أوكاهن أو كذّاب يصدّقه فيما يقول، فقد كفر بما أنزل الله من كتاب».[١]
البته حديث بالمطابقه راجع به حرمت رجوع ديگران به كاهن است، ولى بالملازمه بر حرمت خود كهانت و سحر و كذب دلالت دارد، زيرا اگر خود اين عملها حرمت نداشت رجوع به آنها در حدّ كفر عملى نبود.
و نيز روايت نصر بن قابوس از امام صادق (ع):
«المنجّم ملعونٌ، والكاهن ملعونٌ والساحر ملعونٌ».[٢]
البته سند آن به سبب حسن بن على كوفى و اسحاق بن ابراهيم، ضعيف است. و از جمله كلام امير مؤمنان در نهج البلاغه:
«أيّها الناس إيّاكم و تعلّم النجوم إلا ما يهتدي به في برّ أو بحر فإنّها تدعوا إلى الكهانة والمنجّم كالكاهن والكاهن كالساحر، والساحر كالكافر، والكافر في النار ...».[٣]
٣. حكم مراجعه به كاهن
همانطور كه خود كهانت حرام است، رجوع ديگران به كاهن و تصديق او (عمل به گفته او، ترتيب اثر دادن به قول او و استناد به قول او در اثبات يا نفى چيزى) حرمت دارد، و دليل آن علاوه بر عمومات نهى از افترا بر خداوند، و عمومات حرمت عمل به ظن، خصوص دو روايت صحيحه ابى بصير و ابن ادريس است كه ذكر شد و عبارت «تكهّن له» در روايت اوّل بر همين مطلب دلالت دارد. روايت دوم هم مستقيماً و بالمطابقه بر حرمت رجوع به كاهن دلالت دارد.
٤. خبر دادن از غائبات
خبر دادن از غائبات گاهى بر اساس ولايت و عبوديت و پيدا كردن چشم برزخى و غيبى است كه شرعاً اشكال ندارد و در روايات متعدد از جمله حديثى از رسول
[١]. همان، ص ١٥٠، ح ٣.
[٢]. همان، ص ١٤٣، ح ٧.
[٣]. نهج البلاغه، خطبه ٧٩.